ز گهواره تا گور!

اداره مون روزهای شنبه و چهارشنبه صبح زود برامون کلاس زبان گذاشته...

امروز بعد از اتمام کلاس, یکی از همکارا منو در حالی که کتاب زبان دستم بود دید و با لبخندی به پهنای صورتش  یه کم بهم خیره شد. بعد با کمی مکث گفت:

- آفرین! چه با اراده! ز گهواره تا گور دانش بجوی!

-!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! تعجبالان ازم تعریف کردی یا فحش م دادی؟!!!

 

یعنی من اینقدر لب گورم؟!!!!!!!!!!!!!!!! نگران

/ 8 نظر / 17 بازدید
aghaye khone

شاید هم منظورش اون قسمت زگهوراه بوده؟ شاید هم یه جایی اون وسطا...

افسانه

منم گاهی میخواهم هر طور شده یک حرفی‌ بزنم - از جنبه مثبت - و بعد میبینم که چه گندی زدم ... به دلم نگیر. حتما این همکار هم مثل من از جملات قصارش تحویلت داده.

شیرین

ها ها ها... بابا ما ها که همه تین ایجریم عزیزم. به دل نگیر.

شادمانه

هیچ خوب نیس که بگردی و نیمه پر لیوان رو نیگا کنی

شادمانه

سلام با اون کامنتت اون پست رو حذف کردم

رها

چند روز پیش با دوستم بودم که یکی از آشناهای قدیمیشون رو دید طرف تا دوستم رو دید کمی مکث کرد و گفت تویی؟ چقدر پیر شدی نشناختمت بازم تو داستان شما میشه جنبه مثبت رو هم دید

آرام

دلخور نشیا چون نمی دونم اون همکارت چقدر بهت نزدیکه ولی به نظر من جامعۀ ما پره از اینجور آدما با این طرز تفکر که وضعمون اینه عزیزم. اونایی که فکر می کنن درس خوندن و پویا بودن و به روز موندن فقط مال هفده هجده سال اول زندگیه. یا اینکه وقتی می شنون که کلاس می ری برای تربیت فرزندت می خندن و می گن ای بابا مگه آدم برای بزرگ کردن بچش نیاز به کلاس داره؟ هرکی باید همونجوری که لازمه بچه شو بزرگ کنه. از این بدتر اونی که ندونه با یه خانم چطوری باید صحبت کنه. حرصم در اومد چون خودمم خیلی با این آدما برخورد می کنم و باعث تاسف خوردن برای اجتماعمون می شه. باید بهش می گفتی؟ منو با خودتون اشتباه گرفتین دل آدم مهمه نه سن و سالش که اگه از این نظر باشه شما احتمالا لب گوری همکار عزیز نه بنده.

نازنین مامان آرتین

عزیزم منظورش گهواره بوده [چشمک]