عذاب وجدان!

از وقتی نتیجه ی انطخابات (!) معلوم شده, علاوه بر خوشحال بودن, عذاب وجدان گرفتم...

از چی؟

از اینکه حس میکنم 4 سال پیش تغلب (!) نشده بود! و واقعا جناب ا.حمدی نژا.د منتخب مردم بود...

مردم به معنای توده مردم...

این عذاب وجدان از چند ماه پیش به جونم افتاده بود. از وقتی نتا.یج عکد.می گو.گوش رو دنبال میکردم! و میدیدم که مردم ما قابل پیش بینی نیستند. وقتی نتیجه را.ی این شو.ی تلویزیونی هیچ ربطی به عملکرد و توانمندی افراد شرکت کننده و فقط بر حسب نظر توده ی مردم ر.ای دهنده بود!!!!!

از همون موقع بود که به رضا میگفتم: دیگه داره باورم میشه که نتیجه 4 سال پیش کار خود مردم بوده نه حکو.مت!!!!

باید قدرت این مردم رو باور کرد و جدی گرفت و هدایت کرد... این مردم چه ناشدنی هایی رو شدنی کردند...

حالا دیگه وقت عمله... باید جنبید! حددددددددددددداقل 8 سال عقبیم...

/ 19 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهری

عزیزم زیاد هم عذاب وجدان نداشته باش این به اون 8سال در[[چشمک]

دوست

سلام عطیه عزیز راستش رو بخوای بعد از مدتها فقط اومدم ببینم چنین مطلبی رو نوشته ای یا نه من الان با بغض دارم اینا رو مینویسم منی که سلیقه سیاسی ای متفاوت با تو دارم اما چون بچه هامون با هم هم سنن از زمان بارداری اولت خواننده وبلاگتم عطیه عزیز من یادم نمیره مطالبت رو در زمان انتخابات همون خشم بیکرانی که در قالب تندترین الفاظ نثار ا.ن میکردی کسی که من به قول تو عوام و 24 میلیون ایرانی از شهر و روستاهای بزرگ و کوچیک بهش رای داده بودیم کسی که زن همسایه مادرم که تو خونه اش برای امرار معاش آرایشگاه داره، مبلغش بود و به قول خودش یه عالمه از کسانی که نمیخواستن بهش رای بدن رو تشویق کرده بود که بخاطر او هم شده به مرد منفور تو رای بدن و وقتی علت رو ازش پرسیدم فقط گفت من توقعی ازش ندارم. بهش رای میدم چون یکی مثل ماست. همین مردم در حاشیه. اونیکی ها رای بیارن دیگه کسی به امثال ما نگاه نمیکنه

دوست

آره عطیه جان. اینه اون حقیقتی که که شماها نخواستید ببینید یک بار در طول تاریخ حاشیه بر متن پیروز شده بود. صدای خفه شده مردم همیشه در حاشیه امیدوارانه به صحنه اومده بود و طبقه متوسط تهران نشین رو به حاشیه رونده بود. این طبقه تحمل نکرد. باورش نمیشد کسی تو کشور باشه که حرفی روی حرف او بزنه. باورش نمیشد به این راحتی ندیده گرفته شده باشه. به خیابون ریخت. شعار مرگ بر دیکتاتور داد. فکر میکرد دنیا به آخر رسیده ولی دیدیم که چهار سال مثل برق و باد میگذره و حالا امروز دوباره روز شماست من بهتون تبریک میگم و خوشحالم که خوشحالین ولی اون روزا هیچ کس به ما اجازه نداد که خوشحالی کنیم رایمون نادیده گرفته شد بهمون توهین شد ما رو رای دهنده سیب زمینی بگیر دونستند و ساندیس خور لقب دادن عیب نداره دنیا میگذره

دوست

ولی من مطمئن بودم در آینده پاک طینتنانی که اون روز دروغ تقلب رو باور کردن و در واقع وجود هموطنان غیرهمفکر با خودشون رو باور نکردن، به این نتیجه خواهند رسید که تقلب فقط دروغی بود برای بازی دادن مردم و به آتش کشیدن ایران و برای به جون هم انداختن ایرانیان امروز یکی از نزدیکترین دوستانم که زمان 88 یکسال و نیم هیچ تماسی باهاش نگرفتم چون میدونستم آتشفشان خشم و نفرتش در حال فورانه و اگه منو ببینه ممکنه خشم فرو خورده اش بر سر دوستیمون خراب بشه، او هم میگه که از همون اول هم به تقلب دفعه قبل باور نداشتم و میدونسم مردم شهرهای کوچیک و روستاها قاطعانه بهش رای داده بودن ولی به دولتش اعتراض داشته و دارم. این مهم نیست. اعتراض داشتن حق همه هست و چه خوبه همه این اتفاقا باعث بشه یاد بگیریم که همه عین هم نیستن ولی میتونن با شادی کنار هم باشن

دوست

خوشحالم که شما دوستانم امروز لااقل شک دارید به آنچه گفتید. و البته شما رو اصلا مقصر در باور کردن ماجرای تقلب ننمیدونم. قدرت امپراتور رسانه ای خیلی بالاتر از اونیه که ما فکرشو میکنیم. و چه راحت تونست بذر نفرت رو در دلهای ایرانیان پراکنده کنه و ایران رو به خون و آتش بکشه حالا امروز روز ایرانه. خوشحالم که دلها داره دوباره به هم نزدیک میشه

دوست

اگه فیل تر شک ن دارید این وبلاگ رو ببینید http://goftamgoft.com/ و ببینید چقدر یه فردی که از نظر فکری و طبقه اجتماعی به شما شبیهه میتونه نظر سیاسیش با شما فرق داشته باشه این آدم لیبرال سالهاست در دفاع از احمد ی نژ ا د مینویسه و او رو تنها کسی میدونه که ظرفیتهای جمهوریت رو در ایران بالا برد و الیگارشی رو عقب روند آرشیوش رو نگاه کنید ببینید عذاب وجدانتون تشدید میشه یا تلطیف[لبخند]

دوست

عطیه عزیز باز هم سلام در جواب سوالی که کردی باید بگم اگه کسانی که از قشر متوسط به بالای جامعه هستند چنین سوالاتی داشته باشن برای من اصلا جای تعجب نیست. برای این قشر زندگی روزمره نسبت به سالهای قبل تفاوتی جز بالا رفتن نرخ ارز و طلا و ... نداشته. این قشر اصولا هیچ نسبتی با ا.ن و اهدافش نداره. در تحلیل جالبی خوندم که نوشته بود تایید او توسط قشر متوسط به بالای خصوصا پایتخت نشین برای اونها به معنی نفی و رد خود هست. یعنی جولان دادن به کسی که از خواستگاه دیگه و برای تامین اهدافی جز اهداف این قشر به صحنه اومده. این قشر نه اینکه نمیخوان بلکه نمیتونن فردی مثل ا.ن رو وارد بازی کنن چون اینطوری خودشونو نفی کردن.

دوست

اما ا.ن رو هم این قشر رییس جمهور نکردن. امروز اتفاقا یکی از دوستان دوره دانشجویی که مال یکی از شهرستانهای محروم استان کرمانشاه هست رو بعد از مدتها دیدم. تهران اومده بود. کمی که از سیاست صحبت شد میگفت شما نمیدونید احمدی نژاد برای محرومین چه کرده. یعنی از تصور شما خارجه. اینجا باورتون نمیشه کسانی بودن که گرون و ارزون شدن اجناس برای اونا فرقی نمیکرد چون اونها به معنای واقعی کلمه صفر بودن. گرسنه و در حسرت نان بودن. میگفت این قشر (که متاسفانه در ایران کم تعداد هم نیستند) اینروزها از رفتن احمدی نژاد گریان و نگرانن. حتی اونهاییشون که به روحانی یا به زبان خودشون به شیخ رای دادن. خاطرات و مشاهداتی رو برام تعریف کرد که ذکرش در اینجا نمیگنجه و البته میدونم ممکنه باور نکنی این حرفها رو. اینکه فلان پیرزن محروم عکس ا.ن رو همیشه همراهش میبره و بر قلب و برچشم میذاره!و اینکه چه تعداد تعجب آوری از اطرافیان دور و نزدیک همین دوستم با کمک یارانه و کمکهایی که به قشر محروم همیشه در حاشیه شد، از فقر مطلق و فلاکت نجات پیدا کردن.

دوست

البته اینایی که گفتم به این معنا نیست که نادیده گرفته شدن خواسته های یک قشر از جامعه بخاطر رسیدگی کردن به قشر دیگه رو صحیح میدونم، نه. همه از موهبتهای این سرزمین حق دارن و همه حق دارن در کشورشون راحت و شاد زندگی کنن. فقط میخواستم بگم که اینکه بگیم ایران در این سالها به قهقرا رفته شاید برای امثال ما بدلیل وضعیت اقتصادی معنایی داشته باشه اما برای قشر عظیمی از مردم همیشه در سایه، حرفی بکلی بیمعناست. اونها برای اولین بار از سایه در اومدن و بهشون توجه شد و تونستن نفسی بکشن. اگه تو سفرهایی که میریم فقط کمی گوش شنیدن صدای مردم شهرا و روستهای کوچک و دور دست رو داشته باشیم بنظرم شواهد زیادی از این دست که گفتم رو خواهیم شنید. البته آرزوی من و هر ایرانی اینه که بالاخره روزی دولتی سر کار بیاد که نگاه جامع به کشور و مسائل و خواسته های مردمانش داشته باشه و اونها رو تامین کنه. دولتی که به متن و حاشیه به یک میزان توجه کنه. اتفاقی که تا به امروز در تاریخ ایران نیفتاده. بهتره آرزو کنیم اون دولت همین دولت در راه باشه. سرت رو درد آوردم و عذر میخوام[لبخند][گل]

یه نفر

سلام اینو ببین حالا http://www.goo-mez.blogfa.com/ مال یه دختر شیک و پیک امروزی و غیر مذهبی هست که در دفاع از رییس جمهور فعلی مینویسه. ظاهرا تاحالا دوبارم وبلاگشو فیلتر کردن ولی باز دست بردار نیست. پستهای قدیمش که نیستن چون وبلاگش تغییر کرده ولی فعلیها هم بد نیست نگاه کردنشون. بعله آبجی اینجوریهاش هم هست.