برنامه ریزی برای تولد هفت سالگی دینا گلی

این روزا به شدت سر شلوغیم و در تدارک...

دخملی ما داره هفت ساله میشه و امسال برای اولین بار قراره تولدش رو با همسن و سال های خودش برگزار کنیم... اونم دوستای مدرسه ش!

هفته پیش یه کارت دعوت براش طراحی کردم و برای همه ی مامانای همکلاسی هاش که وایبر داشتن فرستادم. به این مضمون که جمعه هفت شهریور از ساعت 12 تا 4 بعد از ظهر تولد دخملی ماست!

دیروز (جمعه) حدودای ساعت 12 و نیم ظهر در حال اتاق تکونی بچه ها بودم و قیافه ای مشابه کُزت داشتم که دیدم زنگ زدند! هن هن کنان رفتم پای آیفن که دیدم یکی از مامانای همکلاسی دینا - که حسابی هم آلاگارسون کرده(!!!) بود- پای آیفنه!

در لحظه دوزاریم افتاد که این بنده خدا تاریخ رو دقیق نخونده و فکر کرده امروز (به جای هفته بعد) تولده!

حالا با اون ریخت و قیافه نه میتونستم برم دم در و نه ذهنم یاری میداد که چه کنم؟!

آیفون رو جواب دادم:

- بفرمایید!

- سلام! مامان دوست دینا هستم!

- سلام. حالتون خوبه؟!............................ بفرمایید؟!

- ............ مگه امروز تولد دینا جون نیست؟!

- عزیزم! هفته بعده! هفتم!!!!

- ای وووووووووووووووووووای! ببخشید!

- ..... بفرمایید بالا!

- خیلی ممنون! خداحافظ!

از توی تصویر آیفون دیدم که با سرعت سوار ماشین شد و رفت!

حالا من موندم و عذاب وجدانی شدید! که چه بد شد که نرفتم پایین و اینجوری جواب دادم و ....

خلاصه دوباره برگشتم تو اتاق و دوباره مشغول کُزتینگ شدم که نیم ساعت بعد دیدم گوشی م زنگ میزنه! مامان دوست صمیمی دینا بود!

- الو سلام! حال شما!

- سلام مامان دینا! ببخشید گوشیم وایبرش قطع شده. کوچه تون رو یادم رفته! کوچه چندم بودین؟!

- ای جانم! نکنه شما هم فکر کردین که تولد امروزه!

- آره دیگه! مگه امروز نبود؟!

- نه عزیزم! هفته ی بعده! هفتم شهریور!

- ای وای! پس چرا من اشتباه کردم!

- عیبی نداره. حالا که نزدیکین تشریف بیارین منزل تا بچه ها هم همدیگه رو ببینن! خیلی دلشون برای هم تنگ شده!

- نه! ممنونم! مزاحم نمیشیم! سلام به همسر گرامی برسونین!

- قربون شما.... شما هم!

دیگه با این تلفن دومی وهم برم داشت که نکنه من تاریخ رو اشتباه زدم و الان بقیه مهمونا هم میرسن!!!! رفتم کارت رو روی گوشیم چک کردم! نه خیر! همون هفتم بود! خوب حداقل خیالم راحت شد که اشتباه از سمت من نبوده!

کلی با رضا سر این موضوع حرف زدیم وخندیدیم که ما بزرگترا چقدر مشغله داریم و ذهنمون درگیره که اشتباهاتی از این دست ازمون سر میزنه!

البته من به این نکته هم فکر کردم که شاید چون معمولا رسم نیست که از دو هفته قبل دعوت خواهی واسه مراسمی انجام بشه بنده خداها فرض رو بر آخر همین هفته گذاشتند!

بعله! اصلاً تقصیر من بوده....

 

/ 11 نظر / 68 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پري

سلام عزيزم ممنون از وقتي كه گذاشتي و جوابمو در مورد پرستار و مهدكودك دادي.يه دنيا ممنون و تولد دختر گلتم پيشاپيش مبارك.

سارا

با دومین مهمون، با خودم گفتم این عطیه خانوم مثل کارهای من گل کاشته! .. حالا خوبه زودتر اومده اند. روز بعد عروسی خاله ام یادمه که یکی زنگ زد به مامان بزرگم که مگه امروز ما رو دعوت نکرده بودید برای عروسی دخترتون؟ الان که یه عروسی ه دیگه است. مامان بزرگم هم گفت دیشب عروسیش بوده!

آزاده

مبارك باشه تولدش پيشاپيش ايشالله دختر گلي 120 ساله بشه در كنار مامان گلي و بابا گلي و داداش گلي ديروز من رفته بودم براي ثبت نام سرويس مدرسه دخترم فكر كن به مامان ديگه قبل من بود با دخترش كلاس اول همسن دختر من بود اومده بود ثبت نام كرد و رفت منم رفتم برا ثبت نام 15 دقيقه بعد يهو ديدم يكي با گريه وزاري اومد بالا گفت دخترم نيست گفتيم مگه چي شده گفت فكر كنم مدرسه جاش گذاشتم يعني اين بنده خدا اينقدر حواسش پرت بود كه بعد ثبت نام دخترش رفت wc حياط يادش رفت صبر كنه بچه رو ببره بچه هم يا بچه هاي ديگه تو حياط در حال بازي بودن مادرش دچار عذاب وجدان شده بود هي تند تند از دخترش معذرت خواهي ميكرد كه جاش گذاشته دلم براش سوخت يعني همچين والديني هستيم ما خدا به داد همه برسه دينا گلي جون رو محكم ببوس منتظر عكساي تولدانه و وسايل و غذاهاي قشنگت هستيم در پست بعدي

نسرين

اتفاقا كار خوبى كردى كه از دو هفته قبل دعوت كردى من دوست دارم اگر جايى دعوت ميشم از يه هفته قبل حداقل بدونم تولد دختر گلت مبارك انشالله كه جشن تولد ١٢٠ سالگيش رو جشن بگيريد،ميشه برامون از تولد عكس بذارى [خجالت] خيلى وقته كه عكس نذاشتين [قلب]

مینو

سلام تولد دینا خانم مبارک باشه.ایشالا به شادی و سلامتی سالیان سال با هم خوش باید.

آزاده

مامان خانمي زود بيا از تولد تعريف كن دلمون آب شد خبببببببببببببببببب گل خانم و گل پسري و ببوس

نسیم

آخ آخ...طفلی کلی ضایع شده که اینهمه بدو بدو در رفته[نیشخند] تولد دینا جون مبارک باشه[ماچ]

بهاره

احساس می کنم دیگه اینجا راحت نیستی!!!

نازنین

سلام عطیه جون تولد پرنسس خونه مبارک همیشه شاد باشین شروع سال تحصیلی هم مبارک

آتی

تولد دینا گلی با تاخیر مبارک باشه.[قلب] ایشالا همگی شاد و سلامت باشین همیشه . پست مال اول ماهه. فکر کنم تا حالا پیش نیومده اینقدر دیر بنویسی ، نگران شدم. امیدوارم خیر باشه و با خبرهای خوب بیای.