امید به تغییر

هنوزم تو شوکم! هی میگم نکنه اینا یه خواب باشه و تو بیداری شده باشه اونچه نباید میشد؟! یعنی تا این حد تخم شک و تردید تو دلم لونه کرده بود...

ولی خدا رو شکر که خواب نیست...

حتی خودمون هم که ر.ا.ی همدیگه رو میدو نستیم هم انتظار بیرون اومدن چنین نتیجه ای رو در خوشبینانه ترین حالت هم نداشتیم!...

در تمام این چهار سال به واقع تمرین دیگه ر.ای ندادن تا ابد رو میکردم... با خودم میگفتم همین بار آخر واسه تمام عمرم بسه که اینقدر احساس تحمیق و تحقیر کنم...

اما واقعاً نمیدونم چی شد که در روز آخر نظرم عوض شد... به یکباره انگار جرقه ی تو دلم زده شد و با تمام دوستان و آشنایانی که این اواخر سعی داشتند منو به ر.ای دادن تشویق کنند هم عقیده شدم... چرا تلاش خودم رو نکنم؟! شاید شد! شاید! شاید! شاید!

شدت این جرقه در حدی بود که تازه مُبلغ هم شدم و سه نفر تحریمی دیگه رو راضی به را.ی دادن کردم...

و امروز حس خیلی خوبی دارم. حس مشارکت در این پیروزی و سهیم بودن در این شادی ...

هر چند هم شادم و هم غمگین... اما امیدوارم... امیدوار به تغییر...

ولی دائم به خودم یادآوری می کنم که یه دست صدا نداره. یه نفر به تنهایی نمیتونه همه چی رو متحول کنه... ولی میتونه تغییر رو شروع کنه... ما هم باید همراه و یاورش باشیم...

این شادی و این جرقه ی امید مبارکمون و مبارک همه ی مردم ایران باشه...

 

/ 4 نظر / 16 بازدید
فاطمه

سلام خانم خوبید؟ خیلی خیلی مبارکه

aghaye khone

این تغییر ناگهانی خیلی جالب و پر از پیام بود.

معصوم .ع

بکنار روا بود راهژیمایان سکوت 25 خرداد به خاک وخون کشیده شوند؟گناه حکومت این بود که یه عده حیوون وحشی رو فرستادن که زن وبچه مردم رو بدرند و ککشان هم نگزید.کجای دین اومده نوشابه به ماتحت مخالفت بتپان؟-ببخشید که رک نوشتم شما به من بگو بعد از سفارش رهبر برای رسیدگی به حمله کنندگان به کوی و کهریزکی ها کدام زیدی تا حالا به سزای عملش رسیده؟حرف بسیاره شما هم وجدانت دراحت باشه ایندفعه به حرمت شهدای 88 جرات نکردند غلط اضافه بکنند

نازنین مامان آرتین

به قول هدیه تهرانی! توهم آزادی مبارک! [چشمک]