Daisypath Anniversary tickers Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Fifth Birthday tickers !-.-.-Design By : pichak.net-.-.-> يه بي‌احتياطي خنگولانه... - زندگی و پرحرفی‌های من

زندگی و پرحرفی‌های من

مي‌دونستم كه تو ماه‌هاي آخر ورم مي‌آد سراغم!

مي‌دونستم كه دست و پاهام به مرور باد مي‌كنه...

مي‌دونستم كه ممكنه حلقه‌م به دستم تنگ بشه...

مي‌دونستم كه بايد ديگه حلقه دستم نكنم...

مي‌دونستم...

اما چه فايده!

از سر بي‌عقلي و بي‌توجهي هي در آوردنش رو به تأخير انداختم!

آخه يه عادت نازنين(!!!!) دارم من بسكه باحالم! اونم اينكه هيچ وقت حلقه‌م رو از دستم در نمي‌آرم...نه براي خواب...نه براي حمام...نه براي هيچ چي!!!

خوب همين مي‌شه ديگه...

حواسم به اين بود كه اي واي چرا دست و پام داره ورم مي‌كنه... اما از بس آي‌كي‌يو هستم نكردم حلقه رو در بيارم!

حالا من موندم و يه دست باكرده و يه حلقه‌اي كه طفلي واقعاً روي انگشت تپلي من گير افتاده!

يه شب كه حس كردم ورم دستم از هميشه كمتره، با بابا رضايي كلي باهاش كلنجار رفتيم... هي صابون زدم، آروم چرخونديمش...كشيديمش... هر كاري كه مي‌شد كرديم...اما! انگشتم داشت نصف مي‌شد ولي دريغ از اينكه حلقه از بند وسط انگشت رد بشه!

حالا فقط دو راه مونده:

1-      يا انگشتم رو ببريم و حلقه رو درآريم! كه خوب... چون يه كم (!!!!!!!!!!!) دردناكه، اين گزينه منتفيه!

2-      يا حلقه رو بشكونيم... البته اميدوارم بشه حتي شكوندش!

3-      آيا راه حل سومي هم وجود دارد آيا؟!!!

راستي چرا نمي‌ذارن همين جوري برم اتاق عمل!

خوب دستم ورم مي‌كنه كه بكنه! ديگه قطع كه نمي‌شه! يعني ممكنه از فرط ورم قطع بشه؟!!!!!

 

نوشته شده در دوشنبه ٢٥ تیر ۱۳۸٦ساعت ۸:٢٦ ‎ق.ظ توسط عطیه نظرات ()


Design By : Pichak