Daisypath Anniversary tickers Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Fifth Birthday tickers !-.-.-Design By : pichak.net-.-.-> خريدهای دينايی... - زندگی و پرحرفی‌های من

زندگی و پرحرفی‌های من

اين روزا هر وقت سرحال بوديم، رفتيم دنبال خريدهاي ديناي عسل بلا...  

تقريباً وسايل اصلي‌ش رو خريديم و چند تا خورده ريز مونده ...البته فكر كنم با اين وسواس بابا رضايي تو خريد وسايل، تا نزديك تولد دينايي هنوز مشغول خريد باشيم!

پرده اتاقشم خودم دوختم...اونقدر خوشگل شده كه نگو...

ولي براي روتختي و سرويس خوابش يه كم دچار مشكل شديم... آخه رنگ تخت و كمدش، سبز روشنه (رنگ همین وبلاگ!ا) و ما دنبال سرويس خواب سبز و زرد يا رنگي تو اين مايه‌ها هستيم. اما رنگ‌هاي سرويس‌هاي موجود اكثرا آبي، صورتي و يا تركيبي از زرد و سورمه‌اي و ... است.

 خلاصه من و بابا رضايي يواش يواش به اين نتيجه رسيديم كه براي لحاف تخت، پتوي مِرو (خيلي جنس لطيف و ملويي داره) بگيريم و من براي رو بالشي و ملافه تخت، خودم دست به كار بشم و پارچه رنگ دلخواهمون رو بگيريم و بدوزم... البته فكر كنم يه كم دوختن دور تختي‌ش وقت‌گير باشه...كه البته اونم فقط به خاطر دينايي مامان، به روي چشمام...

يه فرش خوشگلي براي اتاقش خريديم كه نگو... دلمون همين‌جوري داره ضعف مي‌ره...البته هنوز اتاق رو نچيديم و فعلاً وسايل خريده شده رو به اتاقش منتقل كرديم...فكر كنم هنوز براي چيدن وسايل و آويزون كردن پرده اتاقش خيلي زود باشه... آخه تا سه ماه ديگه كثيف مي‌شن...نه؟

هي مي‌ريم تو اتاقش سرك مي‌كشيم و قربون صدقه‌ خودش و وسايلش مي‌ريم...

راستي يادم رفت بگم؛ يه گهواره خوشگل، از اينايي كه مثل تو كارتون‌هاست و بالاش يه تور خوشگل داره و مثل ننو تاب مي‌خوره هم براش خريديم تا بذاريم كنار تخت خودمون ...

دينايي عسل ما اين روزا اونقدر شيطوني ميكنه كه نگو... سركار كه اصلاً نمي‌ذاره مامانش تمركز داشته باشه...دائماً در حال ورجه وورجه كردن و لگد پراني و ابراز وجوده...

تا حالا هشت كيلو و نيم چاق شدم! اينه كه براي نشستن و بلند شدن هم حسابي بايد تلاش كنم! بابا رضايي مي‌گه:

-          عطي! تو ماه نهم چه جوري ميخواي از جات بلند شي؟!

-          خودمم نمي‌دونم به خدا!

خدا رو شكر كه حال و روزم خوبه و فقط شب‌ها (از بعد از ظهر به بعد) دست و پاهام ورم ميكنه... جوري كه اصلاً نمي تونم آويزون نگهشون دارم و بايد كلي براشون ارتفاع تدارك ببينم!

 البته اين پف، يواش يواش در منطقه دماغ (!) هم داره خود نمايي ميكنه! اينو خودم بيشتر از بقيه حس ميكنم...

خوب چقدر حرف از بارداري زدم! حوصله همه رو سر بردم! ولي خوب دوست دارم بنويسم كه بعدها كه اينا رو با دينايي ميخونيم، بتونه مامانش رو تو اون ماه‌ها تجسم كنه!!!!

 دينايي من!

عسلكم!

خيلي دوست داريم و بي‌صبرانه منتظريم كه اين سه ماه هم به سرعت بگذره و تو به دنيا بياي...

انگار تو هم نظرت همينه! آخه اونقدر ابراز وجود ميكني كه انگار ميخواي بگي پس كي منو مي آرين بيرون!

چيزي نموده عزيز دلم...

تو هم قول بده كه خوب و مناسب رشد كني و سرحال و سالم به اين دنيا بياي...

بوس بوس...

نوشته شده در پنجشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٦ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ توسط عطیه نظرات ()


Design By : Pichak