Daisypath Anniversary tickers Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Fifth Birthday tickers !-.-.-Design By : pichak.net-.-.-> سال نو مبارک... - زندگی و پرحرفی‌های من

زندگی و پرحرفی‌های من

سلام... سلام... صد تا سلام....

به به مي‌بينم كه خيلي ها رفتن سفر و فقط ما جا مونديم...اما فوتينا...فكر كردين! ما هم امروز عازميم...

كجا؟

خوب معلومه ديگه... انگار يادتون رفته چند وقت پيش داشتم صلاح مشورت مي‌كردم كه بِرَم...يا كه نَرَم... اما آخرش گفتم: اگه نَرَم حتماً كلاه مي‌ره سَرَم...

خلاصه كه ما امروز راهي شهر زيباي اهوازيم... البته امشب بروجرد توقف داريم و فردا باقي راه تا اهواز...

من طفلكي هم امروز اومدم سر كار ...حالا كي بتونم جيم بشم خدا مي‌دونه... آخه قراره رضايي بياد دم اداره دنبالم كه يه راست از اونجا راه بيافتيم...

همه وسايل رو آماده كردم و دم در حال گذاشتم... صبح داشتم به شوخي حسابي به رضايي سفارش مي‌كردم:

-          رضايي جان اين چمدون رو هم بذار نزديك در...

-          خوب همينجا باشه، از همينجا برش مي‌دارم...

-          نه رضايي جان ممكنه يادت بره... اونوقت ما اهواز بدون لباس و هيچي چكار كنيم...

-          آخه اين به اين گنده‌گي رو جا مي‌ذارم؟!

-          رضايي اين وسايلي كه گذاشتم دم در رو جا به جا نكني!

-          يعني چي؟

-          يعني بذار همينجا جلوي چشم باشن كه يادت نره...

-          آخه مگه عقلم كمه كه از اينجا ببرمشون يه جاي ديگه...

-          خوب يعني مي‌گم حواست باشه... آخه رضاييِ من، خودتم مي‌دوني كه چه سابقه خرابي تو جمع كردن وسايل داري...

-          ...

-          رضايي...

-          ديگه چيه؟

-          مي‌گم كليد رو تو خونه جا نذاري‌ها!... ببينم امروز چطور سربلند بيرون مي‌آي ...باشه؟

-          ...

حتماً مي‌گين چقدر گير مي‌دي! ولي به خدا دفعه قبل اصلاً گير ندادم و رضايي در غياب من تنهايي وسايل رو جمع كرده بود و از خونه بيرون اومده بود، كلي چيز جا گذاشته بود... اين چيزها شامل كليد، موبايل، شارژر و.... بود... خوب من چكار كنم؟ چشمم ترسيده...

 

كلي كارايي كه بايد انجام بده و وسايلي كه بايد بياره (مثل ميوه تو يخچال و ...) رو براش يادداشت كردم و دادم دستش...

خدايا خودت همه رو يادش بنداز...

خوب انگاري اين روز آخري روده درازيم گل كرده...

فقط اومده بودم بگم كه :

اگر بار گران بوديم رفتيم... نه اينكه كاملاً رفتيم... يعني داريم ميريم اهواز...

براي همه‌تون سال خيلي خوبي رو آرزو مي‌كنم و اميدوارم كه تعطيلات به همتون خوش بگذره... هر جا ديديدن كه خيلي داره خوش مي‌گذره، جاي ما رو هم خالي كنين...

منم جاي همتون رو خالي مي‌كنم...

به اميد ديدار ...

عيدتون مبارك...

نوشته شده در دوشنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٥ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ توسط عطیه نظرات ()


Design By : Pichak