Daisypath Anniversary tickers Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Fifth Birthday tickers !-.-.-Design By : pichak.net-.-.-> گزارش ساليانه... - زندگی و پرحرفی‌های من

زندگی و پرحرفی‌های من

چند روز پيش نمي‌دونم سر چي شد كه از رضايي پرسيدم:

-          رضايي تا حالا شده تو رو خيلي ناراحت يا عصباني كرده باشم

-          چه طور مگه؟

-          همين جوري!

-          (با لبخند و متفكر) هووووم... چيزي يادم نمي‌آد!

-          جداً... يعني هيچ موردي يادت نيست؟!

-          خوب نه!

-          مثلاً همين هفته پيش كه رفته بوديم بازارچه... سر خريد رو ميزي‌هاي سنتي... سر هزار تومن!

-          يعني تو فكر كردي من به خاطر اون هزار تومن ناراحت شدم؟!!!

-          خوب نه... اما ناراحت شدي...

-     من سر اين ناراحت شدم كه من دارم با يارو چونه ميزنم و ازش تخفيف مي‌گيرم، اونوقت تو بي‌توجه به كار من دست كردي و يه هزاري بهش دادي!

-          خوب گناه داشت! آخه روا نبود از اون تخفيف بيشتر بگيريم...

-          خوب فوقش راضي نمي شد تخفيف بده ...منم ول مي‌كردم...اما تو نبايد منو پيش اون ضايع مي‌كردي!

-          قبول ... حق با توئه... ببخشيد... خوب ديگه كي بود؟

-          گفتم كه يادم نمي‌آد!

-          ولي من يادم مي‌آد...

-          چي؟ اينكه از دستت ناراحت شده باشم؟

-          نه! اينكه من از دستت ناراحت شده باشم!

-          كي‌ي‌ي؟!!! آهان سر تأخيرهاي من و دير رسيدنمون... اون روز كه ميخواستيم بريم خونه مامانت اينا؟!

-          آره!

-          ولی تقصیر خودت بود. يادته چه حرف بدي بهم زدي؟

-          آره... اما خوب بهم حق بده كه حسابي عصبيم كرده بودي!

-     ولي نبايد اون حرف رو مي‌زدي... گفتي تو مي‌دوني كه مامان اينا سر به موقع رفتن حساسن اما تو اصلاً مراعات كه نمي‌كنی، لج هم مي‌كني! آخه تو چطور فكر كردي كه من از روي لجبازي اينكار رو مي‌كنم...من كلاً حساسيتي رو گذشت زمان ندارم و اين رفتارم در مورد همه صادقه!

-     درسته... اما وقتي يه طرف سر بعضي چيزا حساسيتشون بيشتره، پس بايد به اين حساسيت توجه بشه... اما خوب راست مي‌گي...من اونروز هم خسته بودم و هم يه كم عصبي... انگار مي‌خواستم تلافي‌ش رو سر يكي در بيارم... فقط تو طفلكي دم دستم بودي!

-          حالا چي شده داري نبش قبر خاطرات بد مي‌كني؟

-     همينجوري... دلم خواست يه كم دلمو خونه‌تكوني كنم! چه خوب كه حاصل اين خونه‌تكوني همه‌ش همين چند تا خورده ريزه بود... تازه اونم به زور يادمون اومد... تازه همه‌ش هم ناشي از دلخوري‌هاي كوچولو موچولو بود ...

-          ما اينيم ديگه! خداييش حال مي‌كني چه شوهري گيرت اومده!

-          !!!!!!!!!!

خدايا به خاطر سالي كه گذشت ازت ممنونم...

 به خاطر همه اتفاقاي خوب و بد اين سال ازت ممنونم. چون هميشه معتقدم كه اگه اتفاق بدي هم ميافته، بهترين اتفاق ممكن تو اون زمان بوده ...

به خاطر دينگول ازت ممنونم... بهترين هديه‌اي بود كه به من دادي...

به خاطر سلامتيمون ازت ممنونم... هيچ نعمتي نمي‌تونه جايگزين سلامتي بشه...

به خاطر موفقيت‌هامون ازت ممنونم... هر چي داريم از تو داريم...چون تو اونو برامون مقدر كردي...

اميدوارم سال جديد براي همگي سالي سرشار از سلامت، شادي، عشق، صفا و مهربوني باشه...

مي‌گن سالي كه نكوست از بهارش پيداست...

نكويي سال جديد ما هم از دينگولش پيداست!

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٥ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ توسط عطیه نظرات ()


Design By : Pichak