Daisypath Anniversary tickers Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Fifth Birthday tickers !-.-.-Design By : pichak.net-.-.-> استخر از نوع روبازش!!!! + اضافه نوشت! - زندگی و پرحرفی‌های من

زندگی و پرحرفی‌های من

جونم براتون بگه اینجانب با این همه عمری که از خدا گرفتم (شما فرض کن 18 سال و خورده ای!!) و با اینهمه هنرهایی که از هر انگشتم میچکه (سبزابله) و اینهمه پله های ترقی رو که تا حالا طی کردم!!! (دروغگو) اما هنوزم که هنوزه ترس از آب و خفگی نذاشته که به هنر شنا آشنایی پیدا کنم و اگه یه روزی تو یه وجب آب افتادم غرق نشم!

با وجود این ترس -که حتی بعضی شبا خوابش رو میبینم که دارم تو آب خفه میشم- یه دوره ی آموزشی هم رفتم اما نتیجه ش بدتر شد. چون یکی از همون روزها واقعا داشتم تو قسمت عمیق غرق میشدم و در لحظات آخر که دیگه داشتم اشهدم رو میخوندم یه میله ای وارد آب شد و من گرفتمش و ... الان هم که در خدمت شمام!

این مقدمه رو گفتم تا بگم که بنده با علاقه ی شدیدی که به شنا کردن دارم اما به دلیل همون ترس و همون عدم یادگیری, فقط بلدم تو آب راه برم! حتی پای دوچرخه رو هم نمیتونم بزنم. سر تو آب کردن که دیگه طلبم!

القصه! این آخر هفته ای به پیشنهاد یکی از دوستان قرار شد بریم استخر اونم از نوع روبازش! البته من بیشتر به خاطر دینایی (که شکر خدا عاشق آب و شناست و توی مهد هم به شدت کلاساش رو دنبال میکنه) و اینکه ببینم دخملم چقدر شنا یاد گرفته, به پیشنهاد دوستم لبیک گفتم و راهی شدیم...

خوب باید اعتراف کنم این اولین بار بود تو ایران استخر رو باز میرفتم... به محض ورود به محوطه, و دیدن صحنه های پیش رو, برق سه فازم پرید! جای همه تون خالی!شیطان نیشخند

با توجه به اینکه از اینجا خانواده رد میشه خیلی توضیح نمیدم فقط  نکته ای که خیلی باعث تاسف و مشغولیت ذهنی م شد این بود که دختر خانومایی اونجا دیدم که از شدت حمام آفتاب گرفتن رسما رنگ ذغال بودند! سیاه سیاه! توجه کنید! برنزه نه ها! سیاه! تعجب

اکثر این در و دافهای عزیز تو اون 4-5 ساعتی که ما اونجا بودیم یه دفعه هم تو استخر نرفتند . در تمام مدت توی آفتاب دراز کشیده بودند و با آب پاش هی تنشون رو مرطوب میکردند و عین کباب روی آتیش هی خودشون رو جلوی آفتاب پشت و رو میکردند! شدت سیاهی پوستشون نشون از اون بود که از وقتی که هوا رو به گرمی رفته این کار هر روزشون بوده.

من با برنزه شدن اونم به طور طبیعی - یعنی زیر آفتاب نه توسط دستگاه های سولاریوم- موافقم و به نظرم یه جور تنوعه... اما دیگه کار اون دختر خانوما از افراط هم گذشته بود...

از این ناراحت شدم که اینا اصلا به فکر سلامتی خودشون نیستند. به صرف اینکه لابد الان پوست این رنگی خیلی باکلاسه و یا تو فلان مهمونی میخوان به رخ دوست و BF  و چه میدونم شهین و مهین بکِشِن که من برررررررررررررررنزه کردم اینجوری با خودشون و بدنشون جفا میکنند!

 بابا دیوانه! دور از جون یکی دو سال دیگه سرطان پوست میگیری و هزار تا درد بی درمون میآد سراغت!

ای خداااااااااا!

خودمم میدونم که این افراط ها ریشه در محدودیت های کشورمون داره. لابد اینم از جمله معدود تفریحات و سرگرمی های جووناست(اونم از نوع مونث)!

متاثر شدم از اینکه دختر جوون این نسل باید برای عرض اندام و خودی نشون دادن تو جامعه تن به این خطرات بده...

کاش فضای شادی  و  امید به آینده این روزها بادوام باشه تا کمی از شدت این افراط و تفریط ها کم بشه...

انشااااااااااااااااااااالله! (با لهجه ی سمبل خان بخونید!عینک)

اضافه نوشت: دوستان یه سری هم به این پست جناب آقای رگبار بزنید... انگار موضوع فرا جنسیتیه!!!

 

نوشته شده در یکشنبه ٢ تیر ۱۳٩٢ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ توسط عطیه نظرات ()


Design By : Pichak