Daisypath Anniversary tickers Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Fifth Birthday tickers !-.-.-Design By : pichak.net-.-.-> من ماشين نيستم... - زندگی و پرحرفی‌های من

زندگی و پرحرفی‌های من

هر چي فكر مي‌كنم، بيشتر اين احساس بهم دست مي‌ده كه ديگه از كار (خارج از خونه!) لذت نمي‌برم.

آخه مي‌دونيد، من كار كردن رو خيلي دوست دارم ، به شرطي كه با علائقم سازگاري داشته باشه و تبديل به يه كار روتين و يكنواخت نشه. راستش به خاطر همين ذهنيت يك بار شغلم رو (با اينكه رسمي شده بودم و 4 سال سابقه داشتم) عوض كردم .آخه خيلي بي‌روح و هيجان بود. يه كار تكراري كه حتي انجامش نياز به تحصيلات دانشگاهي و يا حتي سيكل هم نداشت! ولي درآمدش خوب بود! البته بقيه همكارام لذت مي‌بردند كه يه كار بي‌دردسر و آسون دارند. اما من در تمام اين 4 سال به رفتن فكر مي‌كردم و بالاخره هم رفتم...

الان سه سال و نيمه كه يه كار جديد رو شروع كردم. تا چند ماه پيش، هم دوسش داشتم و هم ازش لذت مي‌بردم. اصلاً برام خسته‌كننده نبود. حتي اگه مجبور مي‌شدم كه تا چند ساعت بعد از وقت اداري هم اضافه‌كار وايسم. گزارش‌هاي تحليلي (بيشتر اقتصادي) خوبي مي‌نوشتم و در كنارش حسابي مطالعات روز هم داشتم. اما...

الان يه 4 ماهي مي‌شه كه ديگه اون شرايط وجود نداره. هم نوع كارم عوض شده و هم يك عالمه اعصاب‌خوردي مسخره هم در كنارش بهم تحميل شده. اوايل فكر مي‌كردم به اين نوع كار هم علاقمند مي‌شم و هم كلي توش نوآوري مي‌كنم. اما هيچ چيز با من يار نيست. كاشكي فقط كار بود... محيط اداره برام شكنجه شده. همش دلم مي‌خواد يه روز صبح چشامو باز كنم و همه چيز مثل 4 ماه قبل بشه... يا من راضي بشم كه ديگه سر كار نرم... اما حيف كه نه زمان به عقب برمي‌گرده و نه الان شرايطمون جوريه كه بشه از خير كار كردن گذشت...

خيلي غصه دارم ... من دلم كار بي‌لذت نمي‌خواد ... من ماشين نيستم... من ...آدمم ... 

 

نوشته شده در یکشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸٤ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ توسط عطیه نظرات ()


Design By : Pichak