Daisypath Anniversary tickers Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Fifth Birthday tickers !-.-.-Design By : pichak.net-.-.-> از دست این آقامون اینا!!!! - زندگی و پرحرفی‌های من

زندگی و پرحرفی‌های من

مدتی یه رضایی کمر دردش عود کرده. یعنی حدود یه ماهی میشه. البته خدا رو شکر این روزا کمی بهتره.

من همیشه سعی میکنم تیماردار خوبی باشم و سعی کنم مواقعی که رضایی مریضه (بیشتر سرماخوردگی) یا کمردردش عود کرده مراعات حال و احوالش رو بکنم تا خوب استراحت کنه. هرچند که همه میدونیم آقایون چقدر بدمریضی هستند و این جور مواقع چقدر ناز و نوز دارند.

اما این روزا من مشکل نسبتاً جدیدی دارم که نمیدونم چطوری مدیریتش کنم و به اصطلاح برخوردم با این مورد چی باشه! مشکل اینجاست که حس میکنم رضایی این کمردرد رو بهانه کرده برای در رفتن از زیر بار مسئولیت بعضی از کارها. خصوصا در ارتباط با بچه ها! یعنی به نوعی این روزها گاهی تمارض میکنه. نه اینکه کمرش خوب خوب شده باشه اما دیگه نباید این بخور و بخواب که دائمی بشه.

مثلاً روز تعطیله و همه خونه ایم. من هم دارم یه کاری انجام میدم. اگه این دو تا بچه همدیگه رو دور از جون بکشن یا گریه شون گوش فلک رو کر کنه رضایی ما در حالی که جلوی تی وی رو مبل لم داده و کنترل تی وی هم دستشه انگار اصلا تو این خونه نیست... مگه من هزار بار صداش کنم که رضایی ببین اینا چه بلایی سر خودشون آوردن یا...

اعتراف میکنم که از وقتی حس کردم که کمی از این درد کمر تمارضه دیگه منم مثل قبل نمیتونم بهش سرویس بدم و قربون صدقه ش برم و عشقولی باشم. هستم ها ولی خودم میدونم ته دلم ازش ناراحتم.

حتی دو سه بار هم بهش گفتم. گفتم که این روزا تا باهات حرف میزنیم یا کاری ازت میخوایم کمرت رو بهونه میکنی در حالی که واسه کارهایی که خودت دلت میخواد انجام بدی هیچ گله ای از درد کمر نداری؟!

البته گله ی من فقط همین موضوع نبود. بهش گفتم من از سرکار که میآم خونه با عشق لحظه شماری میکنم که تو کی برمیگردی خونه. سعی میکنم بهترین غذاها رو بپزم. فضای خونه رو شاد کنم. با بچه ها کلی مراسم استقبال برات تدارک میبینیم. ولی تو اون هیجانی رو که باید از خودت نشون نمیدی.

میدونم از اینکارا خوشحال میشی ولی من نیاز دارم این خوشحالی ت رو بروز بدی... میشناسمت که چقدر کم حرفی اما بد نیست گاهی یه جمله در خصوص احساست بیان کنی. خوب منم یه زنم. نیاز دارم که بشنوم و حس کنم که شنیده میشم.

این حرفای من شاید در حد یکی دو روز اثر داشته باشه ولی باز رضا میشه همون آدم کم حرف و کم واکنش همیشه...

مشکل دیگه اینجاست که اگه من تو خونه کار نکنم و خونه کثیف و شلخته باشه و غذا هم نداشته باشیم رضایی هیچ شکایتی نداره. اصلا گاهی اوقات تو روز تعطیل که من کمی به خونه میرسم میگه ولش کن بابا بیا استراحت کن ! یعنی از اون دسته مردا نیست که میاد خونه باید همه چی مرتب باشه و حاضر و آماده! اگه کارها رو من کردم که کردم و گرنه اون کار تا آخر دنیا انجام نشده باقی میمونه! مثلا رضایی وسایل اصلاحش رو میبره سر دستشویی تا ریشش رو بزنه. کارش که تموم شد وسایل همونجا میمونه. اگه من برش داشتم که هیچ وگرنه اصلا جای اون وسایل برای همیشه میشه سر دستشویی!!!

میدونم همه این حرفا رو قبلا هم تو پست  "آقامون اینا"  البته در کنار محاسن و اخلاقیات عجیب گفته بودم. ولی چون دوباره اخلاقیات عجیب رضایی این روزها خیلی پررنگ به چشمم میآد گفتم دوباره بنویسمشون تا کمی سبک بشم!!!!

از حق نگذرم خودمم میدونم که رضایی به نسبت اغلب مردای ایرانی یه نمونه منحصر به فرد حساب میشه و من واقعا از داشتنش به خودم میبالم ...

نوشته شده در یکشنبه ۱٩ آذر ۱۳٩۱ساعت ٧:٢٢ ‎ق.ظ توسط عطیه نظرات ()


Design By : Pichak