Daisypath Anniversary tickers Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Fifth Birthday tickers !-.-.-Design By : pichak.net-.-.-> با آرزوی خوشبختی - زندگی و پرحرفی‌های من

زندگی و پرحرفی‌های من

سلام سلام صد تا سلام...!

جونم براتون بگه که این چند وقته اونقدر مراسم بله برون و عقدکنون و ... خان داداشی درگیرمون کرده که وقت سرخاروندن نداشتیم... البته مراسم غیر رسمی شون به این سرعت نبود اما وقتی رو دور افتاد یه هو همه چی پشت سر هم اجرا شد... در نتیجه الان که بنده در خدمت تونم دیگه به طور رسمی خواهر شوهر شدم رفت پی کارش...هر چند جای خواهر کوچیکه هوارتا خالی بود اما من سعی کردم به نحو احسن نقش اون رو هم اجرا کنم!!!!

به نظرم خیلی لذت داره داداش آدم ازدواج کنه... داداشی که لحظه لحظه کودکی و بزرگ شدن و مرد شدن ش رو نظاره گر بودی و حالا میخواد بره خونه بخت (به نظرم دختر و پسر نداره...) ...می خواد مستقل بشه و ...

عقدشون محضری بود... اون لحظه که عاقد داشت ازشون وکالت می گرفت من توی دنیای خودم گم شدم... انگار برای چند لحظه صدای اطراف م رو نمی شنیدم... دلم نمی خواست اون لحظات شیرین رو اشک آلود کنم اما اختیار اشکام دست خودم نبود... یه جورایی برام باور کردنی نبود که این داداشی منه که دیگه داره زن می گیره... همون پسر شیطون و مغرور و کله شق! همون یه دنده پسر مامان! نگاش کن! ببین چه مظلوم شده... چه سر به زیر و باوقار شده... حس می کردم یه دفعه شونه هاش تغییر شکل دادن و ستونی شدن برای برپایی یه زندگی قرص و محکم...

تو دنیای خودم بودم که دیدم همهمه شد... همه دارن به من اشاره می کنن... نگام به رضایی افتاد که زیر لب با چشم و ابرو میگفت: بگو دیگه...بگو!

بله! نوبت به این رسیده بود که خواهر داماد بگه عروس خانوم رفته گل بچینه! و نمی دونم چرا خواهر بزرگه که دید من حواسم نیست خودش اینو نگفت! انگار اونم زبونش بند اومده بود.... خلاصه با فین فین و با صدایی لرزان و البته خندان گفتم:

عروس خانوم رفته گل بچینه...

خدایا به حق همه لطف و مرحمت ت به زندگی این عروس و داماد گوگولی عشق و محبت و خوشبختی پایدار عطا کن...

آمین...

برای خالی نبودن عریضه به ادامه مطلب برید


کله قند و جای حلقه ی نشون

 دستای دسته گلای ما

 

نوشته شده در شنبه ٤ شهریور ۱۳٩۱ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ توسط عطیه نظرات ()


Design By : Pichak