Daisypath Anniversary tickers Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Fifth Birthday tickers !-.-.-Design By : pichak.net-.-.-> گاهی خیلی زود دیر می‌شود... - زندگی و پرحرفی‌های من

زندگی و پرحرفی‌های من

به بهانه‌ی ایران آمدن یکی از دوستان دوران دانشگاه، قراره با چند تا دیگه از دوستان همون ایام، امروز عصر دور هم جمع بشیم!

به مدد رد و بدل شدن 19 تا اس ام اس گروهی توسط خواهر رضا، بلاخره روز و ساعت و محل این گردهمایی به تصویب رسید! خونه‌ی ما!

بین این 19 تا اس ام اس گروهی ارسالی خواهر رضا، این یکی که تقریباً جزو آخری‌هاش بود خیلی منو خندوند و البته به فکر فرو برد:

"حالا که همه اوکی شدین بگم که دروغ 16 اردیبهشت (تاریخ همون روز) بود و اصلاً دوستمون از خارج نیومده! گفتم یه قراری با هم بذاریم! مگه حتماً دوستمون باید بیاد آخه؟!!! "

فکر کن! 17-18 تا اس‌ام به هم زدیم و هی روز و تاریخ و ساعت و مکان پیشنهاد دادیم بعدش یه دفعه یکی بهمون بگه سرکارید! داشت کم‌کم باورم می‌شد که موضوع از اول سرکاری بوده که خواهر رضا گفت شوخی کرده!

جالبه که از اون روز هر وقت با یکی دیگه از دوستامون - همون که پسر همسن دینا داره و با هم خیلی رفت و آمد می‌کنیم- تلفنی حرف می‌زنیم هی می‌پرسه: راستی حالا بلاخره دوستمون ایران اومده یا نه؟! ابله

درسته که اون اس‌ام اس شوخی بود اما واقعاً حرف درستی بود! چرا تا وقتی که مجبور نشیم برای همدیگه - یا بهتره بگم برای خودمون- وقت نمی‌ذاریم؟!

فُلانی مریضه و ما دورا دور جویای حال‌ش هستیم اما به خاطر مشغله‌هامون نمی‌رسیم یه سر بهش بزنیم! اما تا بنده خدا فوت می‌کنه، هر جور شده خودمون رو به مراسم تشییع و یا حداقل ختم‌ش می‌رسونیم!

چطور برای مسجد رفتن هر طوری شده وقت‌مون رو آزاد می‌کنیم؟!

سال به سال از فُلانی خبر نمی‌گیریم اما تا می‌فهمیم بیمارستان بستری شده و یا عمل شده، نفر اول می‌ریم ملاقاتی‌ش! اونم تو بخش آی سی یو! که به خاطر مراعات حال خود مریض تقریباً ملاقات ممنوعه !

اینها همه رو اول از همه دارم به خودم می‌گم!

 که به خاطر داشتن دو بچه خودم رو آخر آدم‌های پرمشغله می‌دونم!

پس چطور با همه این مشغله‌ها، تونستم وقتی برای مهمونی و قرار امروز باز کنم!

نوشته شده در چهارشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ٧:٤٥ ‎ق.ظ توسط عطیه نظرات ()


Design By : Pichak