Daisypath Anniversary tickers Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Fifth Birthday tickers !-.-.-Design By : pichak.net-.-.-> کم حرفی میکنیم... - زندگی و پرحرفی‌های من

زندگی و پرحرفی‌های من

نمیدونم چرا مدتیه نطقم کور شده! نوشتنم نمیآد! نه به اینکه هر روز پر حرفی می‌کردم و نه به حالا که ...

خلاصه که ما خوبیم و ملالی نیست... فقط کم حرف شدم عزیزان دل!

بلاخره بعد از 20 روز تأخیر، دیروز تونستیم تولد دخملی رو تو خونه برگزار کنیم. البته اولش قرار بود هفته پیش بگیریم که نشد و افتاد این هفته. شکر خدا تولد به خوبی و خوشی برگزار شد.

بماند که دینا یه هفته تمام بود که روزشماری می‌کرد تا جمعه برسه و از بعد از ظهر دیروز که کادو بازی و تولد بازی داشت تموم می‌شد، کلی افسوس می‌خورد که ای بابا تولدم تموم شد رفت پی کارش! تازه امروز صبح هم که چشماش رو باز کرد با یه حالت دمغی گفت: چه حیف که تولدم تموم شد!!!!!!!!!!

من امسال دیگه کار خاصی نکردم و از بیرون غذا گرفتیم. تازه یه خانم هم اومده بود تا تو پذیرایی و ظرف شستن و جمع و جور کردن کمک کنه. اما بازم انگار کارها تمومی نداشت! البته معمولا مهمونی‌های ظهر کلا ً آدم وقت کم می‌آره که ما هم از این امر مثتثنی نبودیم.

دینا به همراه پسر خاله‌جان و پسر دوستم حسابی شیطونی کردن و آتیش سوزوندن و بازی کردن. فکر کنم که بهشون خوش گذشته بود چون بعد از تموم شدن تولد هیچکدوم راضی نبودن برن خونشون!

گل پسری هم حسابی تو تولد خواهریش سنگ تموم گذاشت و نانای کرد و دست زد. اونقدر خوشگل دس‌دسی می‌کرد که دل همه رو آب کرده بود. فکر کنم داشت واسه تولد خودش که تقریباً یه ماه و نیم دیگه‌ست تمرین می‌کرد!

دو تا جای خالی گنده هم توی این تولد داشتیم. یکی خواهری من و شوشوش و یکی هم داداشی رضا و خانومش و دخترش. خیلی خیلی جاشون خالی بود و همه تو اکثر لحظات یادشون می‌کردن. خصوصاً بابای رضا که دم به دقیقه چشماش خیس می‌شد. انشالله که هم خواهری من و هم داداشی رضا همیشه و همه وقت خوب و خوش و سلامت باشن. هر چند که تحمل دوری از اونا همیشه برامون سخته...

اینم چند تا عکس از تولد توی خونه:

یک

دو

سه

چهار

نوشته شده در شنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩٠ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ توسط عطیه نظرات ()


Design By : Pichak