Daisypath Anniversary tickers Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Fifth Birthday tickers !-.-.-Design By : pichak.net-.-.-> گزارش اردو! - زندگی و پرحرفی‌های من

زندگی و پرحرفی‌های من

خوشبختانه ابر و باد و مه و خورشید و فلک همکاری کردن و ما تونستیم دخملی رو به همراه پسرخاله‌ش به اردوی خلاق کودکان ببریم!

همون‌طور که گفتم ما مجتمع نزدیک به حسینیه ارشاد رو رفتیم. رسیدیم دم درش که دیدم اون دو تا منطقه دیگه تو دو روز متفاوت (ز.نجان شمالی پنجشنبه و قلهک جمعه )این اردو رو برگزار می‌کردند.

از دم در با خوشرویی مورد استقبال قرار گفتیم و به سمت داخل راهنمایی شدیم. ظاهراً اینجا دبستان پسرانه این مجتمع بود. یه ساختمان سه طبقه (با احتساب همکف) که برنامه‌ها و سرگرمی‌ها رو تو این سه طبقه تدارک دیده بودند. ما هم از طبقه اول شروع کردیم و به ترتیب بالا رفتیم.

خلاصه بخوام بگم باید بگم که اردوی خوبی بود.

حالا اگه مفصل بخوام بگم باید بگم که:

نقاط قوت:

- فضای نسبتاً شاد با تدارک انواع بازی‌ و سرگرمی‌ها از نقاشی روی شیشه (شیشه‌های بزرگ و عمودی) و نقاشی با رنگ انگشتی و کار با شابلون گرفته تا بازی با لگو و درست کردن حیوانات با بادکنک،ساندویج درست کردن و آب بازی و شن‌بازی و ...

- برخورد عالی با خوشرویی هر چه تمام‌تر مربی‌ها و کادر مجتمع آموز.شی مفید!

- تدارکات نسبتاً خوب. از گذاشتن کلمن‌های آب با لیوان‌های مکفی، آبمیوه و کیک و ...

- دست و دل بازی بابت در اختیار گذاشتن انواع ملزومات جهت نقاشی و بازی.

- وجود یه کارگاه با عنوان آزمایشگاه. بچه‌ها در این کارگاه می‌تونستن بعضی از آزمایشهای ترکیبی (مثل واکنش سرکه و جوش شیرین، نمک و نوشابه و ....) رنگ کردن با مواد طبیعی (مثل گل کلم و قهوه ) و دیدن از زیر میکروسکوب (پوسته نازک پیاز ) رو از نزدیک تجربه کنن!

- وجود یه فروشگاه کوچیک در طبقه هم‌کف جهت فروش انواع بازی‌های فکری (که در طبقه سوم همین مجموعه جهت بازی در اختیار بچه‌ها گذاشته بودند) متناسب با سن 4 سال تا بعضاً 10 الی 15 سال.

نقاط ضعف:

- بعضی از طبقات به دلیل ازدحام و کوچیک بودن اتاق‌ها، نسبتاً گرم و فاقد تهویه هوای مناسب بود.

- توی حیاط برای آب‌بازی بچه‌ها چند تا استخر بادی کوچیک رو اختصاص داده بودند که با توجه به اینکه بچه‌ها با لباس کامل داخلش می‌شدند در همون دقایق اولیه آبش خیلی کثیف شده بود و این نکته خیلی مورد توجه مسئولان و بعضا خانواده‌هایی که اجازه استفاده به بچه‌هشون می‌دادن نبود!!!!!!!!!!! خدا کنه بچه‌‍ای از این بابت مریض نشه. خوشبختانه دینا و پسرخاله‌‌ش متوجه کدر بودن آب شدن و از رفتن توی اون آب منصرف شدن! ریز ریز هم با هم می‌خندیدن که یعنی بچه‌ها تو آب جیش کردن!!!!

به دینا و پسرخاله‌ش که خیلی خوش گذشت و حسابی انرژی سوزوندن و حال کردن. اما دستاورد مهمی که برای من و رضایی داشت این بود که فهمیدیم خانوم خانومای ما در کنار همه بلبل زبونی‌هایی که واسه ما تو خونه می‌کنه، توی این جور جمع‌ها ( که خیلی مشابه حال و هوای مهد بود) خیلی  خجالتی‌یه و توی مباحث و پرسش و پاسخ‌ها مشارکت نمی‌کنه. توی ازمایشگاه، مربی هر سؤالی از جمع 4 نفره حاضر می‌پرسید، دینا با اینکه جوابش رو می‌دونست از خجالت اصلاً حرف نمی‌زد و فقط نگاه می‌کرد!!!

اینم گزارش تصویری از اردو:

- بپر بالا بپر پائین!

- اتاق شکل درست کردن با بادکنک!  و  نتیجه کار!

- بازی با لگو!

- پسر خاله دینا در حال درست کردن کاردستی!

- اتاق بازی با شابلون و چاپ روی پارچه!  و  دینای شابلون‌کار!

- دختر خاله و پسرخاله در حال انجام بازی فکری!

- دختر خاله و پسرخاله در حال درست کردن ساندویچ!

- استخرهای بادی !!!!!!!!

 

نوشته شده در شنبه ۸ امرداد ۱۳٩٠ساعت ۸:٢۳ ‎ق.ظ توسط عطیه نظرات ()


Design By : Pichak