Daisypath Anniversary tickers Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Fifth Birthday tickers !-.-.-Design By : pichak.net-.-.-> دخترک این روزهای من! - زندگی و پرحرفی‌های من

زندگی و پرحرفی‌های من

این روزها دینایی خیلی واکنش‌های دوگانه‌ای از خودش بروز می‌ده که البته خودم هم می‌دونم اقتضای سن و موقعیت فعلی‌شه.

دائم سعی داره به همه بقبولونه که خیلی بزرگ و خانوم شده و می‌تونه از پس کارهای بزرگترها هم بربیاد!

نمونه‌ش همین دیروز بود که دائم دور و بر من تو آشپزخونه می‌پلکید و می‌گفت مامانی به من یه کار بزرگونه بده بکنم! دقیقاً هم اشاره می‌کرد که منظورم از کار بزرگونه اینه که مثلاً بده یه چیزی رو پوست بکنم یا رنده کنم یا ... خلاصه هر کاری که به نوعی خطری درش نهفته بود! هر چی کار بهش پیشنهاد دادم قبول نکرد و یه لنگه پا وایساده بود که کار بزرگونه یعنی همینا که گفتم!

هنوز چند دقیقه‌ای از این درخواست نگذشته بود که دیدم اومد و گفت: مامانی من دلم می‌خواد مثل سو.رنا نی‌نی باشم!

اینو که گفت دیدم الانه‌ست که اشکش جاری بشه. گفتم باشه عزیزم. بیا بغلم. محکم بغلش کردم و هی مثل نی‌نی ها قربون دست و پای بلوریش رفتم. اونم شروع کرد به دست و پا زدن و اده اده کردن مثل نی‌نی‌ها!

با اینکه من تا جایی که بشه سعی می‌کنم خیلی جلوی دینا قربون صدقه سو.رنا نرم و حتی دائم دارم از دینا تعریف می‌کنم و ناز و نوازشش می‌کنم اما گاهی بدجوری دلش می‌خواد نی‌نی بازی دربیاره. مثلاً می‌گه برای من شیر یا شربت بریز تو لیوان پستونک دار بچگی‌هام. یا منم میوه رنده شده دلم می‌خواد یا منم دوست دارم از سوپ سور.نا بخورم. که البته من تمام این درخواست‌هاش رو اجابت می‌کنم .

خوشبختانه تا اینجای کار ارتباط خوبی بین این دو تا فینگول شکل گرفته و شاید بشه گفت سو.رنا بیشتر از دینا بهش علاقه نشون می‌ده و همین باعث شده دینا هم به سمتش جذب بشه و باهاش کم و بیش بازی کنه.

خلاصه این هم  آخرین گزارش از رابطه خواهر و برادر تو خونه ما!

اینم چند تا عکس از دو تا فینگول ما:

1- دینا در مهد کودک (نوروز امسال)

2- خواهر و برادر عشقولانه (دو ماه پیش)

3- گل پسری (پریروز)

نوشته شده در سه‌شنبه ٢۸ تیر ۱۳٩٠ساعت ٧:٤۳ ‎ق.ظ توسط عطیه نظرات ()


Design By : Pichak