Daisypath Anniversary tickers Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Fifth Birthday tickers !-.-.-Design By : pichak.net-.-.-> روز از نو ...روزی از نو... - زندگی و پرحرفی‌های من

زندگی و پرحرفی‌های من

سلااااااااااااااااااااااااااام!بغل

من اومدم!

به همین راحتی به همین خوشمزگی....

6 ماه گذشت!!!!!!!!!!!!!

البته من از همون شنبه کارم رو شروع کردم اما امروز رسیدم که همین اول وقت بیام و خبری از خودم بدم!

تا دوباره تو محیط کار جا بیفتم و کارها بیاد دستم، سرم خیلی شلوغه و نمیرسم که تند تند آپ کنم! دیگه خودتون به خوبی و بزرگی خودتون ببخشید...

حال و روزم تو روز اول کاری خیلی شبیه بچه مدرسه‌ای‌ها در روز اول مهر بود! خوب راستش دلم برای کار و همکارا و محیط اداری تنگ شده بود. خصوصا اینکه سر سو.رنا به نسبت دینا خیالم از بابت بچه خیلی خیلی راحت‌تر بود.

روز اول سو.رنا یه کم نق نق کرده بود و کلاً کمی ناآروم بود. اما خدا رو شکر دیروز خیلی خیلی خوب بوده و اصلاً با روز اول قابل قیاس نبوده!

قراره اوایل یه دو ساعتی زودتر برم خونه تا کم‌کم همه‌مون به شرایط جدید عادت کنیم. از اداره که می‌‌رم خونه همه چیز رو دور تنده! چون اول باید بیام به سو.رنا برسم و بعدش سر ساعت 3 برم دنبال دینا! دیگه وقتی با دینا می‌آیم خونه، پرستارشون می‌ره و من می‌مونم و بازی با این دو تا وروجک و شام و آماده کردن وسایل فردا!

سخته اما خدا رو شکر اوضاع از اونی که فکر می‌کردم خیلی بهتره...

فقط صبح‌ها بساطی داریم تا دینا خانوم راضی بشه که با باباش بره مهد و من بعد از ظهر برم دنبالش... چون اگه من بخوام ببرمش و دیر هم به کارم نرسم، بچه‌م اولین نفر می‌رسه مهد و تا اومدن بقیه بچه‌ها باید تو دفتر بشینه! اینه که دیدم براش بهتره که با رضایی بره.

گل پسری هم تازه غذا خوردن رو شروع کرده و با اشتها فرنی و حریره بادوم می‌خوره...

تو این شش ماه کلی اتفاقای جالب و گاهی عجیب و گاهی هم یه کم ناخوب افتاده که حالا سر فرصت می‌ام و براتون تعریف می‌کنم...

آره دوست جونا! کلی حرف دارم براتون!

 

نوشته شده در دوشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ٧:٤۳ ‎ق.ظ توسط عطیه نظرات ()


Design By : Pichak