Daisypath Anniversary tickers Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Fifth Birthday tickers !-.-.-Design By : pichak.net-.-.-> یه بازی ... - زندگی و پرحرفی‌های من

زندگی و پرحرفی‌های من

1.  بدترین اتفاق زندگیم : خوشبختانه الان که دارم فکر می‌کنم هیچ موردی به جز اون جریان دزدی وقتی من و دینا تو ماشین منتظر رضایی بودیم یادم نمی‌آد.

2.  خوب ترین اتفاق زندگیم : ازدواج با رضا. اگه بخوام به ریشه این اتفاق خوب برگردم می‌شه گفت قبولی من توی اون دانشگاه و توی اون رشته و دوستی با خواهر رضا و ... باقی ماجراها!

  3.      بهترین تصمیم : استعفا از شغل قبلی و مشغول شدن در کار فعلی!

4.      بدترین تصمیم :  به اصرار مدیر شرکت قبلی (خیلی منو قبول داشت و می‌گفت تو حتما حتماً باید درست رو ادامه بدی!!) و مامانم بلاخره راضی شده بودم آزمون دکتری بدم! قراربود یه ماه مرخصی بگیرم و بشینم بکوب بخونم. می‌دونستم که می‌تونم . اما از شانس من اون سال برای اولین بار قبولی تو آزمون زبان (یه چیزی تو مایه‌های تافل) رو پیش‌نیاز شرکت در آزمون دکتری قرار دادن. امتحان زبان رو دادم و شرط شرکت در آزمون دکتری آوردن حدنصاب 70 از 100 بود. در حالی که تا پایان وقت امتحان من تازه سوال 80 رو تونستم پاسخ بدم. این بود که مطمئن بودم حتماً امتیازم کمتر از 70 می‌شه. پس با اطمینان کامل تصمیم گرفتم قید آزمون دکتری رو بزنم و به همه هم گفتم ببینید من می‌خواستم شرکت کنم اما انگار قسمت نیست. خلاصه 10 روز مونده به آزمون جواب امتحان زبان اومد! ظاهراً امتحان خیلی خیلی سخت بوده و مجبور شدن یه عده رو به صورت مشروط قبول کنن تا اگه توی آزمون دکتری قبول شدن دوباره این امتحان رو بدن! بعله دیگه! اسم بنده هم جزو اون قبولی‌های مشروط بود! انگار یه دیگ آب یخ رو سرم خالی شده بود. دیگه توی اون 10 روز هم نمی‌شد کاری کرد و من برای همیشه قید شرکت در آزمون دکتری رو زدم! البته الان خیلی هم پیشمون نیستم. اما فکر می‌کنم اون روز نباید به خاطر امتحان زبان بی‌خیال اون یه ماه می‌شدم! به نظرم این بدترین تصمیم زندگی‌م بود!

5.      بزرگترین پشیمونی :  گفتن یه سری اسرار مگو به یکی از دوستای دانشگاهی!!! بعدش مثل سگ پشیمون شدم ولی چه فایده!

6.      فرد تاثیر گذار در زندگی من : خواهر رضا و مدیرم توی شرکت قبلی!

7.      آرزوی شدنی و نشدنی : آرزوی شدنی‌ام اینه که بچه‌هامون آینده‌ای درخشان داشته باشن و زندگی‌مون همیشه آفتابی و شاد و عاشقانه باقی بمونه... و آرزوی نشدنی‌ام (یعنی فکر کنم به عمر من قد نده!) هم اینه که وضع مملکت‌مون جوری بشه که دیگه کسی دلش نخواد از وطن‌ش کوچ کنه و فرسنگ‌ها از عزیزانش دور باشه...

8.      اعتقاد به معجزه :  بله بهش معتقدم.

9.      چقدر خوش شانسم : راستش به نظرم خیلی خوش شانس نیستم. اما از شانس‌م ناراضی هم نیستم. خدا رو شکر همیشه بهترین اتفاقای ممکن در شرایط موجود برام افتاده... که البته اینو اون موقع نمی‌فهمم! و فکر می‌کنم که کم شانس‌بودم! اما بعدش متوجه می‌شم که این بهترین اتفاقی بوده که می‌تونسته برام بیفته!

10.  خیانت + عشق + دروغ هر سه مکمل هم :  اصلاً و ابداً ! کی می‌گه اینا مکمل هم‌ان!

11.  از کی بدم میاد :  از جناب الف و نون! به نظرم ریشه کُلی از پس‌روی‌های این روز‌های کشو.رم اونه!

 12.  تا حال دل کسی رو شکستم :  راستش نمی‌تونم با اطمینان بگم نه! اما اگر هم این کار رو کردم به واقع غیر تعمدی و بدون قصد و مرض بوده...

13.  دلیل انتخاب اسم وبلاگ :  توی چند تا پست پیش در موردش گفتم. یعنی همون پست اول وبلاگ‌م!

14.  کی رو بیشتر از همه دوست دارم :  رضا، دینا و سو.رنا

15.  تعریفی از زندگی خودم :  یه زندگی آروم و به دور از حاشیه...

16.  خوشبختی :  وقتی در کنار همسر و بچه‌هات احساس آرامش و شادی داشته باشی...

17.  این واژه ها یاد آور چی هستن : 

هلو : شیرین و آبدار!

خدا : اولین و آخرین پشتیبان!

امام حسین : تشنگی!   

اشک : سرریز صبوری!

کوه : سال‌های جوونی! یادش به خیر!

فرار از زندان : شجاعت!

ایمان مبعلی : یه بازیکن فوتبال مثل بقیه! نظر خاصی در موردش ندارم!

ویولون : موزیک کلاسیک!

خواهر شوهر : دوست، سنگ صبور، خواهر!

رنگ چشمات : مشکی!!

چه رنگی هستی : سبز روشن...

جواب تلفن و کلا ارتباطات : خیلی اهل تلفن نیستم. مکالمه تلفنی رو وقتی رو مود باشم دوست دارم! وگرنه...

18.  کلام آخر : هر کی دوست داره این بازی رو انجام بده!!!!

 

نوشته شده در شنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٩ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ توسط عطیه نظرات ()


Design By : Pichak