Daisypath Anniversary tickers Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Fifth Birthday tickers !-.-.-Design By : pichak.net-.-.-> این قافله عمر عجب می‌گذرد... - زندگی و پرحرفی‌های من

زندگی و پرحرفی‌های من

 

اون موضوع که تو پست قبل بهش اشاره کردم که یادتونه! همون که دینا به باباش گیر داده بود که چرا شور.تت...؟!

خوب این مسئله باعث شده تا من از الان بیشتر به این فکر باشم که چه جوری تفاوت فیزیک دخترها و پسرها رو واسه این دخملی تشریح کنم که واسه سن‌ش هم زود نباشه! آخه تا چند ماه دیگه با ورود پسملی به جمع خانواده شمعدانی مطمئناً سوالات دینایی در مورد اینکه این چیه که داداشی داره و من ندارم و چرا اینجوریه و ... شروع می‌شه!

خوب راستش دارم کلی تو نت سرچ می‌کنم تا مطالب مفیدی که تو این زمینه وجود داره رو پیدا کنم و بخونم و اگه خیلی خوب و خلاصه هم بود اینجا بذارم واسه شما دوست جونا! نتیجه‌ش که نهایی شد تو یه پست در موردش می‌نویسم! شما هم اگه مطلب مفیدی داشتین خوشحال می‌شم به منم معرفی‌ش کنین!

دیشب بلاخره وقت شد تا با رضایی بشینیم سر چمدون لباس‌های کوچیک شده دینا تا هم یه مرورش کنیم که آیا چیزی‌ش به درد پسملی می‌خوره یا نه و هم مواردی که دخترونه و نو هست رو بذاریم برای سیسمونی یه بنده خدایی که بهمون در موردش سفارش کردن.

الهی من قربون‌ش برن! حالا مگه من دلم می‌اومد اون لباسای چین چینی و لختی پختی زیر یه سال دینا رو رد کنم بره! هی رضا می‌گفت:

-          اینم خوبه! نوئه! بذار واسه اون بنده خدا!

-          آخی! این خیلی نازه! دلم می‌خواد براش یادگاری نگه دارم!

-          عزیزم یادگاری یکی یا دو تا نگه می‌دارن! اونم تیکه‌های کوچیک! این مدلی که ما باید روی کل چمدون بنویسیم یادگاری!

-          !!!!!!!! آخه!!!!!!!!! باشه! اینم ردش می‌کنم! اما این یکی رو نه!

-          ای بابا! پس چرا می‌گی بیا با همدیگه لباسا رو جدا کنیم! همون دو تا تیکه برای یادگاری بسه به خدا! بذار لااقل یه دو تا تیکه خوب هم واسه نی‌نی اون بنده خدا بذاریم کنار!

همین‌جوری لباسا رو نگاه می‌کردم و بزرگ شدن و قد کشیدن دینایی طی این سه سال (2 سال و 9 ماه و نیم) جلوی چشمم مثل یه فیلم رد می‌شد... الهی مادر قربون اون قد و بالات بره! بعضی از لباسا (نوزادی‌ها) اونقدر فسقل بودن که من هی می‌گفتم:

- رضایی باورت می‌شه دینایی اینقدری بوده و اینو می‌پوشیده! تازه یادته اولش که اینو براش خریدیم بهش بزرگ هم بود!

- آره! این اولین لباس مهمونی نوزادی بود که براش خریدیم. اونم بدو بدو!

آخه ما برای سن نوزادی دینا فقط لباس تو خونه‌ای (تا سه سایز) گرفته بودیم و قرار شد وقتی به دنیا اومد با توجه به جثه و سرعت رشدش لباسای مهمونی‌ش رو تهیه کنیم. اکثر لباسای مهمونی که تو سیسمونی دینا بود مال دو ماه به بالا بود. دینا که حدوداً 8-7 روزه بود به فکر افتادیم که بریم براش یه سرهمی جینگیلی مستون بگیریم. وای که این سرهمی رو وقتی تو مغازه دیدیم عاشق‌ش شدیم و در عرض 10 دقیقه این خرید رو کردیم. این درحالی بود که دینایی تو ماشین تو بغل مامانم خواب بود و ما با عجله هر چه تمام تر این خرید رو انجام دادیم. دیشب همه‌ی این اتفاقا جلوی چشمم رژه می‌رفت...

عُمر رو می‌بینین! مثل برق و باد می‌گذره... و حالا قراره تاریخ دوباره تکرار بشه... منتها اینبار برای پسملی...

خودم که قصد دارم یه سری خریدهای پسملی رو تو تر.کیه بکنم. البته اگه قیمت و کیفیت‌ش متناسب باشه.

ایشالله بی حرف پیش هفته دیگه راهی می‌شیم. امروز و فردا رضایی تور رو نهایی می‌کنه...

نوشته شده در دوشنبه ٢٤ خرداد ۱۳۸٩ساعت ۸:٠٤ ‎ق.ظ توسط عطیه نظرات ()


Design By : Pichak