Daisypath Anniversary tickers Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Fifth Birthday tickers !-.-.-Design By : pichak.net-.-.-> تفاهم و تقابل!... (قسمت دوم) - زندگی و پرحرفی‌های من

زندگی و پرحرفی‌های من

 

... حتماً با خوندن پست قبلي با خودتون مي‌گيد:

بابا اين ديگه كيه ...ببين چه چيزايي تو زندگي براش شده مسئله!!...

ولي به نظر من تمام ثانيه‌هاي زندگي، تمام بحث و انتقادها و يا مهمتر از همه دلخوري‌هاي كوچيك زندگي، ارزش مطرح شدن و كنكاش داره... بايد بهشون توجه كرد... به هرحال هركي ويژگي‌هاي خاص خودش رو داره!!!!

...

... حالا مدتييه كه اين قانون (ورود رضا به آشپزخانه ممنوع!) داره اجرا مي‌شه...

اما باز هم نتيجه اوني نيست كه من انتظارشو داشتم!

... رضايي از اين وضع دلخوره... طفلي پره از اشتياق براي آشپزي و پختن غذاهاي خوش رنگ و لعاب ولي مجبوره به رووش نياره...

... حالا رضا شروع كرده به بهانه‌گيري... چند روز پيش يه متلك هم بهم انداخت!

آخه اين روزا مثل همه روزاي ديگه خدا، سرم خيلي شلوغه . توي اداره اونقدر كار سرمون ريختن كه واقعاً نمي‌دونيم كدوم رو انجام بديم. اين حال و اوضاع كاري باعث شده كه تقريباً هر شب دير مي‌رم خونه. خوب طبيعي كه با اون خستگي، وقتي مي‌رسم خونه ديگه حال و ناي كار خونه ندارم. اينه يه اين‌روزا كلي از رستوران‌ها و fast food ها رو آباد كرديم. ولي واقعاً تلاشم رو مي‌كنم كه اگه تا قبل از 7 شب خونه باشم حتماً شام درست كنم.

خلاصه ... تو اين اوضاع و احوال ... پريشب داشتيم از خونه می اومديم بيرون...

 در خونه رو که قفل مي‌كرديم يه بوي خوب غذا به مشاممون خورد... بويي كشيدم و گفتم:

... واي چه بوي خوبي!

... رضايي هم كه انگار منتظر شنيدن اين حرف بود گفت:

-          هي‌ي‌ي‌ي‌ِي ... مي‌بيني از وقتي كه من آشپزي نمي‌كنم ، ديگه كمتر تو خونه‌مون غذا درست مي‌شه...

-          ... رضا‌ا‌ا‌اااااا!... باشه....

-          مگه دروغ مي‌گم؟!!!!!

-          منكه هر وقت شب خونه خودمون هستيم و زود اومديم خونه، غذا پختم... پس چرا اين حرفو مي‌زني؟!

-          .... شوخي كردم ... جدي نگير... 

 

ولي من مي‌دونستم كه رضا اصلاً شوخي نكرد... اين حرف هم به دلخوريش از قانون جديد برمي‌گشت!!

 پس معلومه كه اين هم راه حل درستي نيست... فقط حالا جاي ما دو تا عوض شده بود و اينبار رضايي از وضع موجود ناراضي‌...

 

... از قديم راست گفتند كه نه افراط و نه تفريط...

 

به دنبال يه راه حل خوب مي‌گردم... بايد يه راهي وجود داشته باشه... 

 

نوشته شده در چهارشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸٥ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ توسط عطیه نظرات ()


Design By : Pichak