Daisypath Anniversary tickers Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Fifth Birthday tickers !-.-.-Design By : pichak.net-.-.-> از آشپزی تا مزه‌دار کردن غذا... - زندگی و پرحرفی‌های من

زندگی و پرحرفی‌های من

 

این روزا خیلی حس آشپزی در من متبلور شده! هی دلم می‌خواد غذاهای خوشمزه درست کنم... هنوز از سرکار نرسیده می‌رم تو آشپزخونه و دست به کار می‌شم!البته با کمک دخملی که اونم عاشق آشپزیه! اینه که حدود ساعت 5 شام ما حاضره!!!!

راستش از اونجایی که بابا رضایی خودش آشپزی‌ش حرف نداره منم سعی می‌کنم توی پخت غذا بیشتر روش‌هایی که اون قبول داره رو به کار ببندم و یا غذاهایی که خیلی دوست داره رو بپزم! البته خدا رو شکر رضایی آدم خوش خوراکیه و اغلب غذاها رو دوست داره! منتها نحوه پخت و مزه‌دار شدن غذا خیلی براش مهمه... اینه که حس می‌کنم بعد از ازدواج فوت و فن‌های آشپزی رو بهتر به کار می‌گیرم.

یه چیز جالب اینه که بعضی از غذاهایی که تو خونه مامانم اینا استقبالی ازش نمی‌شه، تو خونه رضا اینا خیلی هم پرطرفداره! یه کم که دقت کردم دیدم به دلیل آب و رنگی که به اون غذا می‌دن و یا در کنارش از ترشی‌ها و سالادهای مختلف استفاده می‌کنن باعث می‌شه که اون غذا خیلی خوشمزه‌تر از اونی که نشون می‌ده باشه!

می‌دونین مثل کدوم غذاها: مهمترین‌شون دمی باقالی، کلم‌پلو و رشته پلو ست!

خوب تو خونه مامانم اینا، غذاها خیلی چرب و یا پر پیاز داغ پخته نمی‌شه! این درحالی یه که همه خوشمزگی دمی باقالی به پیاز داغ فراوون و چرب بودن‌شه. بویژه اینکه حتماً باید با ترشی (اونم از نوع ترشی مخلوط یا هفت بیجار یا نازخاتون) خورده بشه! قیافه منو روز اولی که می‌خواستم این غذا رو خونه رضا اینا بخورم باید می‌دیدین! اولش فکر می‌کردم فقط می‌تونم از این غذا بچشم! اما کار به بشقاب دوم رسید! و مهمتر اینکه شد یکی از غذاهایی که خودمم با اشتیاق درستش می‌کنم (البته یه ماه یا دو ماه یه بار).

 در مورد رشته پلو باید بگم که ما اصلاً خونه مامانم اینا این غذا رو نخورده بودیم!!!!!!!!!!! اما اینم شده یکی از غذاهایی که وقتی خیلی می‌خوام واسه بابا رضایی دلبری کنم براش درست می‌کنم. چون عااااااااااااااااشقشه!

کلم پلو رو هم یکی دوبار مامانم درست کرد ولی به خاطر بوی بد کلم که تو خونه می‌پیچید اونقدر اه اه کردیم که دیگه طفلی عطاش رو به لقاش بخشید!

اما این غذا هم شده یکی از دوست‌داشتنی‌ترین غذاهای خونه ما! که پریروز درست کردم و حسابی من و رضایی خوش خوشان‌مون شد!

البته مامان خودم آشپزی‌ش خیلی خیلی خوبه ولی به خاطر همون مراعاتی که تو چرب نبودن غذا می‌کنه (چون بابای من چاقه و اصلاً تو خوردن مراعات نمی‌کنه طفلی مامانم همه رو محروم می‌کنه تا بابا چربی‌ش بالا نزنه!) خیلی اینجور غذاها به مذاق‌مون خوش نمی‌اومد!

خلاصه اگه شماهام از اون دسته هستین که این غذاها رو دوست ندارین باید بگم یا به این روش اینا رو بپزین و یا یه وعده تشریف بیارین خونه ما تا بهتون بگم که خودتون رو از نعمت خوردن چه غذاهایی محروم کردین!

یه چیزی هم یواشکی دور از چشم خواهر رضا (که اینجا رو می‌خونه) بگم و برم: رضایی آشپزی مامانش رو خیلی قبول داره و منم سعی می‌کنم شبیه سیستم آشپزی مامان‌‌ش غذا بپزم (هر چند انگشت کوچیکه‌شون هم نمی‌شم!). دیشب شام خونه مامان رضا  بودیم و جاتون خالی آلبالو پلو پخته بودن. رضایی وقتی یه کم خورد در گوش من یواشکی گفت: به خودت نگیری‌ها! اما آلبالو پلویی که تو می‌پزی یه چیز دیگه‌ست! منم یواشکی بهش گفتم: گوش‌ت رو بیار جلو، وقتی اومد جلو ماچش کردم!

خوب رضایی من همیشه بعد از غذا خیلی تشکر می‌کنه و می‌گه خیلی خوشمزه بود! اما این اولین باری بود که بهم گفت تو فلان چیز رو حتی از مامان‌م هم خوشمزه‌تر می‌پزی! (امضاء : یه عروس خود شیفته!!!)

نوشته شده در سه‌شنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٩ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ توسط عطیه نظرات ()


Design By : Pichak