Daisypath Anniversary tickers Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Fifth Birthday tickers !-.-.-Design By : pichak.net-.-.-> ضایع می‌شویم... - زندگی و پرحرفی‌های من

زندگی و پرحرفی‌های من

 

1-      دیروز دینا در حالی که سر شیشه‌ی شیر یکی از عروسکاش دستش بود توی اسباب‌بازی‌هاش دنبال شیشه‌ش(که البته جنسش‌ شیشه‌ای نیست!) می‌گشت. من رفتم کمک‌‌ش... در حال گشتن یه شیشه دیگه مشابه رو تو وسایلش پیدا کردم و بهش دادم... دیدم در حالی که سر شیشه رو روی شیشه می‌ذاره با یه حالتی که یعنی تو نمی‌بینی این مال این نیست بهم گفت:

-          مامانی ببین این سرش کوچولوئه اما این شیشه سرش بزرگه! این مال این نیست که!

-          ای وای راست می‌گی مامانی...حواسم نبود! (تا تو باشی نخوای سر این بچه رو گول بمالی!)

 

2-      توی آشپزخونه بودم. یه لیوان دوغ خنک برای خودم ریختم و داشتم سر می‌کشیدمش که دینایی از راه رسید:

-          مامانی داری دوغ می‌خوری؟ منم می‌خوام!

-          (در حالی که لیوانم نصفه شده بود بی‌اختیار لیوان نصفه رو گرفم طرفش) بیا عزیزم اینم دوغ!

-          ننننننننننننه! این که دهنی‌یه!

-          !!!!!!!!!!!! ببخشید مامانی حواسم نبود!

-          مامانی چرا همه‌ش حواست نیست؟!!!!!

-          !!!!!!!!!!!!

 

3-      چند روز پیشا بابا رضایی توی پارکینگ در حالی که داشت ماشین رو از پارک در می‌آورد حواسش پرت شد و سمت در راننده کمی با دیوار خراشیده شد! دیشب که تو ماشین بودیم و بابا رضایی دوباره داشت از توی پارکینگ ماشین رو درمی‌آورد دینا رو کرده به رضا و خیلی جدی می‌گه:

-          بابایی مواظب باش دوباره در ماشین رو نزنی به دیوار!

-          قیافه من و رضایی مثل برق گرفته‌ها شده بود!

 

4-      اِهِکی! خیال کردین همه‌ش می‌خوام از ضایع شدنامون پیش دینا بنویسم! نُچ! این بند اختصاص داره به شیرین‌کاری‌های دینا:

دیشب داشتم برای دینا این شعر معروف قدیمی دنیای کودکی خودمون رو می‌خوندم:

آن مان نباران     دو  دو  اسکاچی    آنا مانا کلاچی!

آنچه دینا تکرار کرد این بود:

آن مان نبالان    دو دو مَشکه دو* ... آنا مانا یه پاتو ورچین!

 

تقریباً من و رضایی منفجر شدیم!

 

*. این قسمت رو از یه شعر محلی شوشتری که بابا رضایی و عمه جون براش می‌خوندن به عاریت گرفته که تا جایی که یادم میاد به این شرحه:

دو دو مَشکه دو  (دو به معنای دوغ)

دو بَریم     دو خَریم  

سهم دینا را هِلیم  (یعنی نگه داریم)

گربه اومد از کیچه  (کوچه)

سهم دینا رَ خورده (فکر کنم اینو اشتباه دارم می‌گم!)

گربه کوفت کوفتش با (باشه)

دینا نوش جونش با!

نوشته شده در چهارشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸۸ساعت ٧:٢٩ ‎ق.ظ توسط عطیه نظرات ()


Design By : Pichak