Daisypath Anniversary tickers Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Fifth Birthday tickers !-.-.-Design By : pichak.net-.-.-> وای خدا جون چقدر کار دارم! - زندگی و پرحرفی‌های من

زندگی و پرحرفی‌های من

 

امروز یه دفعه دیدم که 28ام اردیبهشت شده و مامان اینا قراره دوم خرداد برگردند! ای بابا من که هنوز کاری نکردم!

1-      قرار بود با خواهر بزرگه خونه مامان اینا رو به هم بریزیم و کلی اصلاحات روبنایی و زیربنایی انجام بدیم (چیه خواهر کوچیکه؟! چرا به تو نگفتیم؟ خوب حالا می‌گیم! بدو بیا که کلی کار داریم‌م‌م‌م‌م!)

2-      قرار بود سه خواهرون (منو و بزرگه و کوچیکه) یه روز بعد از ظهر بریم واسه خودمون خرید لباس! (واسه ولیمه‌خورون دیگه!) من که بعد از زایمانم هنوزم که هنوزه نرفتم یه دست لباس مهمونی شیک بخرم و همه‌ش یه جوری سمبل کردم. اما اینار نمی‌شه!

3-      قرار بود یه جمله خیلی خوشمل برای روی پارچه خیر مقدم مامان اینا پیدا کنم و بدم براشون بنویسن!

4-      قرار بود یه زنگ به یکی از پسر خاله‌های فنی‌کارم بزنم (بیشتر پسر خاله‌های من تو شرکت بر.ق کار می‌کنن!) تا برای اومدن مامان اینا بیاد و دم در رو چراغونی کنه!

5-      قرار بود ....

همینا رو اگه برسم تو این چند روز باقیمونده انجام بدم خیلی هنر کردم! پس باقی "قرار بودها " پیشکشم!

امروز صبح کله سحر! (حدود هشت و نیم صبح!) به مامان زنگ زدم! باورتون نمی‌شه! گفت همین الان طوافمون تموم شد و داریم می‌ریم واسه نماز (اسم نمازش یادم رفت!) وای اونقدر یه حالی شدم! اونقدر خوش خوشانم شد که اون موقع باهاش حرف زدم...

مامانی من همیشه خیلی دلش می‌خواست سفر حج نصیبش بشه و من امروز خیلی خوشحالم که به آرزوش رسیده.

البته حج تمتع هم ثبت نام کردن که ایشالله اگه خدا بخواد یه 2-3 سال دیگه قسمتشون می‌شه...

مامان خانومی، بابا حاجی* ، قبول باشه...

*.بابام یه بار وقتی من فقط یه سالم بوده حج تمتع رفتن و ما گاهی بهشون بابا حاجی می‌گیم.

 

نوشته شده در دوشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ توسط عطیه نظرات ()


Design By : Pichak