Daisypath Anniversary tickers Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Fifth Birthday tickers !-.-.-Design By : pichak.net-.-.-> تعطیلانه... - زندگی و پرحرفی‌های من

زندگی و پرحرفی‌های من

 

سلام سلام صد تا سلام! سال نو مبارک باشه... صد سال به از این سال‌ها (حالا مگه این سال‌ها چشه ؟!)

امیدوارم که همگی سال جدید رو با خوبی و خوشی شروع کرده باشین و روزهای پربار و پربرکت و سرشار از سلامتی رو پیش‌رو داشته باشین! (اینا رو گفتم که ببینین چقدر مبادی آدابم و احوال‌پرسی عیدانه رو بلتم!!)

من اوووووووووووووووومدم!

 البته خیلی وقته اومدم ها! اما حال نوشتن نداشتم! اینم از فواید فصل بهاره که آدم رو تنبل و کرخت می‌کنه!

خوب اگه گزارش کار می‌خواین که باید بگم چند روز اول عید رو مثل بچه‌های خوب رفتیم دید و بازدید فک و فامیل و دوستان* و یه چند روزی هم رفتیم ولایت مامان و بابا و بسی فیض بردیم از هوای پاک و شکوفه و رودخونه‌های خشک شده! (با این اوصاف بعید نیست که امسال آب برای خوراک هم جیره‌بندی بشه!)

حالا هم برگشتیم (خوب شد به این تغییر آب و هوا و برف بی‌موقع برنخوردیم!) و موندیم که این همه فک و فامیلی که می‌خوان بیان بازدید عیدمون رو پس بدن رو چه جوری براشون برنامه‌ریزی کنیم!

دیشب که کلی مهمون داشتیم و من فقط تونستم بدو بدو بعد از اداره برم و همه ساک و وسایل سفرمون رو که همون‌جوری وسط پذیرایی ولو بود، بریزم تو اتاق دینای طفلی و درش رو هم قفل کنم! اما غافل از اینکه یکی از مهمونای نازنین هوس کرد که با دینا بره تو اتاقش بازی کنه! قیافه من رو باید اون موقع می‌دیدین! اونقدر هول شدم که نمی‌دونستم چی بگم! فقط تونستم بگم که چون دیشب دیروقت از سفر اومدیم و امروز هم دیر رسیدم خونه نتونستم که ... طرف فقط گفت این حرفا چیه، زندگی کارمندی همینه دیگه!!! (به خدا تا قبل از اینکه بار سفر رو از ماشین بیاریم بالا همه خونه مثل دسته گل بود گریه)

الانم که دارم اینا رو می‌نویسم یه برفی داره می‌آد که نگو...

من که از پنجره طبقه 12 اداره‌مون هیچی نمی‌تونم ببینم! یه کولاک و مه‌ای شده انگار وسط چله زمستونه! عجب سیزده‌بدری بشه امسال! البته از این هوا بعید نیست که یه دفعه رنگ عوض کنه و مثلاً پس فردا بشه چله تابستون! والله به خدا!

- - - - - - - - --

*. امسال عید ما کلی خودمونو تحویل گرفتیم و رفتیم خونه یکی از دوست جونای وبلاگی! اگه گفتین کی؟ تو این هوای مست و ملنگ بهاری خیلی به مغزتون فشار نیارین که فایده نداره! خودم می‌گم:

رفتیم خونه "من" و "تو" عزیز... خیلی مهربون و صمیمی و خودمونی (درست مثل وبلاگشون) بودند ... به ما که خیلی خوش گذشت...

البته دینایی هم حسابی شیطونی کرد و ما کلی مجبور به تغییر دکوراسیون خونه‌شون شدیم! از همین جا بازم از لطفشون تشکر می‌کنم و البته عذرخواهی!

- - - - - - - - --

اینم چند تا عکس در سال 1388:

سفره هفت سین ما 

دینا و نمادی از سال گاو

دینا و گاو واقعی  

دینا آماده برای عید دیدنی   

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸۸ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ توسط عطیه نظرات ()


Design By : Pichak