Daisypath Anniversary tickers Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Fifth Birthday tickers !-.-.-Design By : pichak.net-.-.-> ای دزد!... - زندگی و پرحرفی‌های من

زندگی و پرحرفی‌های من

سلام... سلام

راستش این روزها حس و حال بدی داشتم (البته هنوز هم کمی دارم!)...

دینایی از وقتی می‌آم سرکار (بخصوص روزهای اول) خیلی ناآرومی می‌کنه... روزهای اول اونقدر گریه می‌کرد که وقتی می‌رفتم خونه می‌دیدم که یا هنوز در حال گریه است و با جیغ خودشو پرت می‌کنه تو بغلم و یا از فرط گریه خوابش برده و هنوز داره توی خواب هق هق می‌کنه... ا

ونقدر حالم بد می‌شه... اونقدر به خودم بد و بیراه می‌گم که چقدر من ظالمم که می‌آم سرکار...

البته این چند روز اخیر خیلی بهتر شده و گریه‌هاش تبدیل به نق نق شده...

راستی یادم رفت بگم. بالاخره پرستار پیدا کردیم... از طریق یه شرکت که خدماتی در این خصوص ارائه می‌ده...

پرستار خوبیه... دینایی هم کم‌کم داره بهش عادت می‌کنه... اما خانم خانم‌ها حسابی بغلی شده! چون فقط تو بغلش آرومه! و همینجوری خیلی تحویلش نمی‌گیره!

این چند روزه که از شروع سال جدید و شروع کار می‌گذره، تو اداره خیلی سرم شلوغه... تند تند دارم اطلاعات رو چک می‌کنم و کارهای عقب‌افتاده رو انجام می‌دم ( تو مدتی که نبودم فقط کارهای فوری و فوتی انجام شده و کارهای زیربنایی مونده!)

ممنون از همتون که دلداریم دادید و گفتید که هر دومون عادت می‌کنیم.

 آره ... داریم عادت می‌کنیم اما خیلی سخته... شاید تو عمرم به هیچ چیزی به این سختی عادت نکرده باشم... انگار دل آدم رو می‌کنند و می‌برند...

گاهی اوقات به خودم می‌گم:ای مادر ظالم! تو داری وقت‌هایی رو که متعلق به دیناییه می‌دزدی! برای خودت اومدی سرکار؟! 

اگه دینایی فردا حساب این ساعت‌ها رو از من بکشه و بگه من راضی نبودم! هیچ جوابی و توجیهی براش ندارم...

ای ظالم!

ای دزد!

ای...

اینا همه‌ش داره تو سرم زنگ می‌زنه...

لطفاً نگید که اینطور نیست... دلم می‌خواد همه‌تون بگید که :آره دینا حق داره اینا رو بهت بگه. ای ظالم! ای دزد!  

****

قول داده بودم چند تا عکس براتون بذارم:اینم چند تا از عکسهای جیگر طلای مامان و بابا

شیطون بلا   

 

دلبرک بابا   

 

شاپرک مامان 

نوشته شده در چهارشنبه ٢۱ فروردین ۱۳۸٧ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ توسط عطیه نظرات ()


Design By : Pichak