Daisypath Anniversary tickers Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Fifth Birthday tickers !-.-.-Design By : pichak.net-.-.-> زندگی و پرحرفی‌های من

زندگی و پرحرفی‌های من

من و سورنا تو راه برگشت از مهد :

- مامانی تو استانبولی پلو دوست داری؟

- بله پسرم. خیلی زیاد.

- اولین بار کی خوردی؟

- وقتی بچه بودم و خونه ی مامانم بودم.

- اونوقت من کجا بودم؟

- شما هنوز به دنیا نیومده بودی! اصلا من هنوز ازدواج نکرده بودم!

- یعنی برای اینکه من به دنیا بیام تو حتما باید ازدباج می کردی؟!

- بله عزیزم. برای بچه دار شدن حتما باید اول ازدواج کرد.

- بعد که ازدباج کردی من به دُی نا (دنیا) اومدم.

- من و بابا رضا اول ازدواج کردیم. بعدش که دلمون خواست بچه دار بشیم،خواهری (دینا) به دنیا اومد و بعدش که دوباره دوست داشتیم یه بچه ی دیگه داشته باشیم، شما به دنیا اومدی.

- یعنی وقتی دینا به دُی نا اومد من تو آسمونا پیس خدا بودم؟

- اوووووووم! خوب راستش نه. تو هنوز نبودی!

- نمی سه که! من حتما یه جایی بودم. من حتما پیس خدا بودم. پیس فرسته ها!

.

حسابی هنگ کرده بودم. همه جور سوالی تا حالا ازم پرسیده بود غیر از این! معلوم بود که از اینکه بهش جواب داده بودم که " قبلش اصلا نبودی" اصلا خوشش نیومده بود. دنبال هویت ش میگشت...

خدا رو شکر رسیدیم دم مدرسه دینا و حواسش پرت شد اما مطمئنم که بازم فیلش یاد هندوستان خواهد کرد!

چه جوابی باید بهش بدم؟!

آیا همون که خودش بهش اشاره کرد، جواب مناسبی یه؟!

یا چی؟

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩٤ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ توسط عطیه نظرات ()

سال نو مبارک...

انشالله که سالی پر از شادی و سلامتی و اتفاقای خوب خوب پیش رو داشته باشین...

نوشته شده در دوشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٤ساعت ٧:۱٢ ‎ق.ظ توسط عطیه نظرات ()


Design By : Pichak