Daisypath Anniversary tickers Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Fifth Birthday tickers !-.-.-Design By : pichak.net-.-.-> زندگی و پرحرفی‌های من

زندگی و پرحرفی‌های من

این روزا به شدت سر شلوغیم و در تدارک...

دخملی ما داره هفت ساله میشه و امسال برای اولین بار قراره تولدش رو با همسن و سال های خودش برگزار کنیم... اونم دوستای مدرسه ش!

هفته پیش یه کارت دعوت براش طراحی کردم و برای همه ی مامانای همکلاسی هاش که وایبر داشتن فرستادم. به این مضمون که جمعه هفت شهریور از ساعت 12 تا 4 بعد از ظهر تولد دخملی ماست!

دیروز (جمعه) حدودای ساعت 12 و نیم ظهر در حال اتاق تکونی بچه ها بودم و قیافه ای مشابه کُزت داشتم که دیدم زنگ زدند! هن هن کنان رفتم پای آیفن که دیدم یکی از مامانای همکلاسی دینا - که حسابی هم آلاگارسون کرده(!!!) بود- پای آیفنه!

در لحظه دوزاریم افتاد که این بنده خدا تاریخ رو دقیق نخونده و فکر کرده امروز (به جای هفته بعد) تولده!

حالا با اون ریخت و قیافه نه میتونستم برم دم در و نه ذهنم یاری میداد که چه کنم؟!

آیفون رو جواب دادم:

- بفرمایید!

- سلام! مامان دوست دینا هستم!

- سلام. حالتون خوبه؟!............................ بفرمایید؟!

- ............ مگه امروز تولد دینا جون نیست؟!

- عزیزم! هفته بعده! هفتم!!!!

- ای وووووووووووووووووووای! ببخشید!

- ..... بفرمایید بالا!

- خیلی ممنون! خداحافظ!

از توی تصویر آیفون دیدم که با سرعت سوار ماشین شد و رفت!

حالا من موندم و عذاب وجدانی شدید! که چه بد شد که نرفتم پایین و اینجوری جواب دادم و ....

خلاصه دوباره برگشتم تو اتاق و دوباره مشغول کُزتینگ شدم که نیم ساعت بعد دیدم گوشی م زنگ میزنه! مامان دوست صمیمی دینا بود!

- الو سلام! حال شما!

- سلام مامان دینا! ببخشید گوشیم وایبرش قطع شده. کوچه تون رو یادم رفته! کوچه چندم بودین؟!

- ای جانم! نکنه شما هم فکر کردین که تولد امروزه!

- آره دیگه! مگه امروز نبود؟!

- نه عزیزم! هفته ی بعده! هفتم شهریور!

- ای وای! پس چرا من اشتباه کردم!

- عیبی نداره. حالا که نزدیکین تشریف بیارین منزل تا بچه ها هم همدیگه رو ببینن! خیلی دلشون برای هم تنگ شده!

- نه! ممنونم! مزاحم نمیشیم! سلام به همسر گرامی برسونین!

- قربون شما.... شما هم!

دیگه با این تلفن دومی وهم برم داشت که نکنه من تاریخ رو اشتباه زدم و الان بقیه مهمونا هم میرسن!!!! رفتم کارت رو روی گوشیم چک کردم! نه خیر! همون هفتم بود! خوب حداقل خیالم راحت شد که اشتباه از سمت من نبوده!

کلی با رضا سر این موضوع حرف زدیم وخندیدیم که ما بزرگترا چقدر مشغله داریم و ذهنمون درگیره که اشتباهاتی از این دست ازمون سر میزنه!

البته من به این نکته هم فکر کردم که شاید چون معمولا رسم نیست که از دو هفته قبل دعوت خواهی واسه مراسمی انجام بشه بنده خداها فرض رو بر آخر همین هفته گذاشتند!

بعله! اصلاً تقصیر من بوده....

 

نوشته شده در شنبه ۱ شهریور ۱۳٩۳ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ توسط عطیه نظرات ()


Design By : Pichak